حکمت نظري و عملي
(١)
مقدمه
٣ ص
(٢)
مهمترين رسالت پيامبر ( ص ) ترساندن امت از خداوند سبحان است
٨ ص
(٣)
مهمترين رسالت علماى الهى انذار مردم از خداوند سبحان است
١٠ ص
(٤)
درس اول
١٣ ص
(٥)
تقسيم علم
١٣ ص
(٦)
حكمت نظرى و عملى از نظر نهج البلاغه
١٤ ص
(٧)
حكمت نظرى امام على ( ع )
١٥ ص
(٨)
حكمت عملى امام على ( ع )
٢٠ ص
(٩)
شخصيت علمى و عملى على ( ع ) از زبان شاگردان مكتبش
٢٢ ص
(١٠)
سخن ابن ابى الحديد درباره كلام امام على ( ع )
٢٥ ص
(١١)
درس دوم
٢٨ ص
(١٢)
ابن سينا و امام على ( ع )
٢٩ ص
(١٣)
حكمت نظرى , توحيد حق تعالى
٢٩ ص
(١٤)
نقش استدلال در شناخت خدا
٣٣ ص
(١٥)
بطلان اصول ديالكتيك از نظر نهج البلاغه
٣٩ ص
(١٦)
منزه بودن حركت , عليت و كار خدا از ذات باريتعالى
٤٠ ص
(١٧)
درس سوم
٤٤ ص
(١٨)
معرفى امام على ( ع ) از زبان خودش
٤٦ ص
(١٩)
نظام آفرينش بر اساس عليت
٤٨ ص
(٢٠)
درس چهارم
٥٩ ص
(٢١)
حكمت عملى
٦٢ ص
(٢٢)
درس پنجم
٧٣ ص
(٢٣)
معرفت خدا و صفات ذاتى حق تعالى
٧٤ ص
(٢٤)
درس ششم
٨٧ ص
(٢٥)
درس هفتم
١٠٢ ص
(٢٦)
حكمت عملى
١٠٣ ص
(٢٧)
درس هشتم
١١٧ ص
(٢٨)
درس نهم
١٣٤ ص
(٢٩)
درس دهم
١٤٩ ص

حکمت نظري و عملي - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٢٠ - درس هشتم

حيوانى سقوط مى كند . و الا عتصام بحبله [١] به آن طناب آويخته اى كه تو را به بالا مى رساند تمسك كن . اگر طناب جمع باشد وگوشه اى افتاده باشد آن بعنوان حبل نيست حبل آن است كه يك سرش به جائى بسته و محكم و سر ديگرش بدست كسى كه نيازمند به دست آويزه است باشد كه انسان به او چنگ بزند و بالا بيايد . قرآن حبل خداست و درجاتى كه دارد , علمى كه به انسان مى آموزاند , راههاى عملى كه فرا راه انسان نصب ميكند اين طنابى است كه يك سرش بدست الله است , يك سرش بدست مردم . بشر اگر با هر درجه اى از درجات قرآن انس بگيرد و طبق او بفهمد و عمل كند به اين ريسمان چنگ زده و مقدارى بالا آمد علم و عمل تار و پود اين ريسمان است . اگر انسان عالم مى شود و به علم عمل مى كند يعنى به اين تار و پود چنگ زد و بالا آمد به امام حسن فرمود : ريسمان خدا را رها نكن .

و اى سبب اوثق من سبب بينك و بين الله ان انت اخذت به ؟ [٢] .

چه طنابى چه عامل ارتباطى قويتر از ارتباط بالله است ؟ به كى ميخواهى مرتبط بشوى ؟ به خودت ميخواهى تكيه كنى كه در معرض زوالى , به ديگرى ميخواهى تكيه كنى كه او هم در بستر زوال است , به هر موجودى بخواهى تكيه كنى در بستر مرگ است . به هر موجودى بخواهى ارتباط بر قرار كنى او در بستر تحول و دگرگونى است و در بستر زوال است . هيچ رابطى قويتر از رابط بين تو و خدا نيست زيرا هيچ قدرتى همانند قدرت خدا نيست . او به اين ربط نيرو مى بخشد و تو كه به اين ربط تكيه كرده اى از آن نيرو بهره ميگيرى .

و اى سبب اوثق من سبب بينك و بين الله ان انت اخذت به ؟ .


[١]نهج البلاغه فيض الاسلام , نامه ٣١ , صفحه ٩٠٩ .

[٢]نهج البلاغه فيض الاسلام , نامه ٣١ , صفحه ٩٠٩ .