حکمت نظري و عملي - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٠٦ - حكمت عملى
دنيا فروختند . بنده اند و ذليل . ( عبدالشهوة اذل من عبدالرق ) [١] يكى از بيانات حضرت است فرمود : آن كس كه بنده شهوت است ذليل تر از برده زرخريد است برده ظاهرى ذليل نيست ولى انسانى كه بنده شهوت است به ذلت مى افتد . خود را از آن كرامت و ارج انسانى ساقط ميكند اين يك دسته كه خود را به دنيا فروختند . دنيا مالك اينهاست .
دوم : و رجل ابتاع نفسه فاعتقها [٢] گروه دوم مردانى اند كه خود را از دنيا خريده اند . يعنى كالا را به دنيا دادند و جانشان را رها كردند ( فاعتقها ) جان را آزاد كردند چيزى بر آنها حكومت نميكند . هيچ زرق و برقى بر آنها مسلط نميشود . هيچ امر فريبائى در آنها اثر نميگذارد آنها فهميدند همه زرق و برق دنيا بمنزله شكوفه است كه هرگز ميوه نمى شود . قرآن كريم از دنيا تعبير به شكوفه كرد .
ولا تمدن عينيك الى ما متعنابه ازواجا منهم زهرة الحيوة الدنيا [٣] .
به رسول اكرم فرمود : چشمانت را به سمت كسى كه دنيا زده است باز نكن و نگشا زيرا آنها از شكوفه دنيا برخوردارند . زهره يعنى شكوفه . فرمود زندگى دنيا بيش از شكوفه نيست براى كسى دنيا ميوه نشد درختى را انسان سرسبز ميكند , پر برگ ميشود , گل ميدهد اين شكوفه ها هنوز به ثمر نرسيده مى ريزد . هيچ كس در دنيا به ثمر و به ميوه نمى رسد تا ميخواهد ميوه بچيند رحلت فرا مى رسد . بخيال اينكه فلان امر ميوه است به سراغش مى رود مى بيند اين شكوفه است ميوه نيست . اين سير نميكند او را و هرگز انسان از دنيا ميوه نمى چيند كه بهره ببرد و سير بشود . دنيا در حد زهره و شكوفه و گل ميوه است و بس . آن راد مردى كه خود را
[١]نهج الفصاحة , جلد دوم صفحه ٤٩٨ .
[٢]نهج البلاغه فيض الاسلام , حكمت ١٢٨ , صفحه ١١٥٠ .
[٣]قرآن كريم , سوره طه , آيه ١٣١ .