حکمت نظري و عملي - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٠١ - درس ششم
كرده در رديف اعداد آمده چون هر موجود محدودى در كنارش يك موجود محدود ديگر هست . اين ميشود واحد او مى شود ثانى . البته اگر مجرد بود وحدتش عددى نيست ولى آن از وحدت اطلاقى ذات بيرون آمده و در بعضى از خطب مى فرمايد اگر كسى خدا را با اين اوصاف زايد بر ذات متصف كرد ( فقد ابطل ازله ) [١] خدا را از ازليت انداخت ازليت خدا را باطل كرد و اگر ازلى نباشد خدا نيست . زيرا لازمه آن هستى بيكران ازليت است و اگر ازليت گرفته مى شود حادث , مى شود محدود . اين ديد و اين معرفت به انسان آنچنان آگاهى مى دهد كه در تمام حالات خود را در حضور الله بداند و اگر به غير خدا تكيه ميكند بعنوان وسيله باشد نه هدف و از غير خدا چيزى را خواست بعنوان اينكه مجراى فيض خداست بخواهد نه بعنوان ريشه اصلى در سوره يوسف در بحث هاى تفسيرى داشتيم كه خدا در قرآن ميفرمايد :
و ما يؤمن اكثرهم بالله الا و هم مشركون [٢] .
فرمود اكثر مؤمنين مشركند . البته مشركون غير از الذين اشركوا است . فرمود اكثر مؤمنين مشركند . وقتى از امام معصوم عليه السلام مى پرسند چگونه ايمان با مشرك جمع مى شود ؟ چگونه مؤمن مشرك مى شود ؟ فرمود : همينكه ميگويند اگر فلان كس نبود من هلاك ميشدم يا همين تعبيرى كه ميگوئيم اول خدا دوم فلان شخص , اين مشكل را حل كردند . اين تعبير شرك آلود است . اميدواريم كه آن توحيد خالص و توحيد صرف كه بهترين نعمت الهى است نصيب همه ما بشود .
و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته
[١]نهج البلاغه فيض الاسلام , خطبه ١٥٢ , صفحه ٤٦٨ .
[٢]قرآن كريم , سوره يوسف ( ١٢ ) , آيه ١٠٦ .