اللهوف في قتلي الطفوف (فارسي ) - السيد بن طاووس - الصفحة ٨٥
خواهى بود ويزيد هم نمى تواند بر تو دست پيدا كند .
يا جايى از بيابان را اختيار كن ودرآنجا بمان .
" فرمود : " در اين پيشنهاد تو تأملى خواهم كرد .
" حركت كاروان حسين از مكه ساعات آخر شب بود كه حسين ( ع ) از مكه حركت كرد وچون اين خبر به محمد بن حنفيه رسيد ، آمد ومهار ناقه اى كه امام بر آن سوار بود ، گرفت وگفت : " برادر جان ! مگر تو به من وعده ندادى كه در سخن من تأمل كنى ؟ " فرمود : " بلى .
" عرض كرد : " پس براى چه در رفتن شتاب نمودى ؟ " حسين ( ع ) گفت : " پس از رفتن تو رسول خدا ( ص ) نزد من آمد وفرمود : " يا حسين اخرج الى العراق فإن الله قد شاء ان يراك قتيلا " اى حسين برو به سوى عراق زيرا خدا مايل است تو را كشته ببيند .
" محمد بن حنفيه به او گفت : " انا لله وانا اليه راجعون .
اكنون كه براى كشته شدن مى روى ، اين زنها را براى چه با خود مى برى ؟ " حسين ( ع ) گفت : " رسول خدا به من فرود : " ان الله قد شاء ان يراهن سبايا " خداوند مى خواهد اين زنان را اسير ببيند .
" در اين موقع محمد بن حنفيه وداع كرد ورفت .
" تخلف محمد بن حنفيه از همراهى امام ( ع ) محمد بن يعقوب كلينى در كتاب " رسائل " از حمزة بن حمران ، نقل مى كند كه ما داستان خروج حسين ( ع ) وتخلف كردن محمد بن حنفيه را از همراهى او نقل مى كرديم ، در مجلسى كه امام صادق ( ع ) حضور داشت .
به من فرمود : " اى حمزه ! حديثى براى تو بگويم كه بعد از اين مجلس ، راجع به محمد بن حنفيه چيزى از من سؤال نكنى ، وآن حديث اين است : چون حسين ( ع ) از مكه حركت كرد ، كاغذى طلبيد ودر آن نوشت : " بسم الله الرحمن الرحيم .
از جانب حسين بن على به طايفه بنى هاشم .