اللهوف في قتلي الطفوف (فارسي ) - السيد بن طاووس - الصفحة ٢٨٣
داشت ، شعله اش را در نظر بيننده بيشتر منعكس مى نمود .
در اطراف او سى شمع در رنگهاى طلايى در دستان خادمان رومى ودر طرف راست او ، دو شمع از عنبر ودر طرف چپ نيز به همين ترتيب ، در كمال جلال وشكوه شاهانه حركت مى نمود .
٢ - هلاكت فلاكت بار ابن زياد ( لع ) ابن زياد با تشكيلات عريض وطويل سلطنتى در حال حركت ونمايش قدرت بود كه ناگه به معبر وگذرگاه رسيد .
ابراهيم توانست با صورت پوشيده ، قائمه شمشير خود را بكشد .
او در معبر ايستاده بود ، برخى از خادمان ابن زياد به او اشاره كردند كه از سر راه كنار رود تا امير عبور نمايد .
ابراهيم به آنان گفت : " مرا با امير حاجت ونيازى هست .
" هنگامى كه ابن زياد به نزديكى ابراهيم رسيد ، ابراهيم فرياد بر آورد : " من پناهنده خدا وامير هستم .
" ابن زياد سرش را بيرون آورد تا مشاهده كند كيست كه به او پناهنده شده است .
پس ابراهيم با سرعت دست خود را در از نمود واو را به سوى خود كشيد وبه روى زمين خواباند .
او از روى مركب به رو به زمين افكنده شد .
ابراهيم فرياد بر آورد : " يا لثارات الحسين ( ع ) " فورا افراد ونيروهاى او كه كمين گزيده بودند ، از طرف راست وچپ و قلب لشكر خود را به ابراهيم رساندند .
اطرافيان ابن زياد را با شمشيرهاى خود كشته يا از صحنه دور ساختند .
قلعه بان وفرزندان دلير وياران رشيد ابراهيم نيز شمشيرهاى خود را كشيدند وبه قتال وكارزار پرداختند .
آنان فرياد " يا لثارات الحسين ( ع ) " سرمى دادند .
شمشيرها تا دم پگاه در فعاليت وتلاش بود .
هنگامى كه صبح شد ، تعداد كثيرى از هواداران وسپاهيان ابن زياد به هلاكت رسيده بودند .
ابراهيم ، دستهاى ابن زياد را محكم بسته بود واو را به فرد مورد وثوق واطمينان تحويل داده ، ودويست تن از سواركاران شجاع را موكل او ساخته بود .
نيروهاى مسلح با طناب او را مى كشيدند ومرتب لعن ونفرين مى كردند .
پشت سرهم به صورت او سيلى مى زدند وفرياد : " يا لثارات الحسين ( ع ) " سر مى دادند .