اللهوف في قتلي الطفوف (فارسي ) - السيد بن طاووس - الصفحة ٢١٥
ما بزرگان بنى هاشم را كشتيم وآن را به حساب جنگ بدر گذاشتيم ، اين روز در مقابل آن روز قرار گرفت .
بنى هاشم با پادشاهى بازى كردند ، وگرنه نه خبرى از رسالت بود ونه وحيى نازل شد .
من از فرزندان خندف نباشم اگر از فرزندان احمد انتقام كارهاى او را نگيرم .
" خطبه زينب ( س ) در اين حال زينب ( عليها السلام ) برخاست وبه ايراد خطبه زير پرداخت : " به نام خداوند بخشنده ومهربان .
خداوند جهانيان را حمد وسپاس مى گويم و بر پيامبر اسلام وخاندان او ، درود وسلام مى فرستم .
خداوند متعال حقيقت را نيكو بازگو فرمود ، آنجا كه در قرآن بيان داشت : " پايان كار كسانى كه زشتكارى وگناه انجام داده اند ، به جايى رسيد كه آيات خدا را دروغ شمردند وآنها را به إستهزا ومسخره گرفتند .
" آرى ، كلام خدا صدق وراست وعين واقعيت وحقيقت است .
يزيد ! از اين كه زمين وآسمان را بر ما تنگ گرفته اى وما را همانند اسيران خارجى به شهرها وديارها كشانده اى ، گمان كردى كه ما در نزد خدا خوار وپست ، شده ايم وتو در پيشگاه او قرب ومنزلت دارى ؟ وبا اين تصور خام وباطل ، باد به غبغب انداخته اى وبا نگاه غرورآميز ونخوت بار به اطراف خود مى نگرى ، در حالى كه از اين كه دنيايت آباد شده است وامور طبق مراد تو مى چرخد ومقام ومنصبى را كه حق ما خاندان [ رسول اكرم ( ص ) ] است ، در دست گرفته اى ، شاد وخوشحالى .
اگر چنين تصور باطلى بر وجود تو حكمفرما شده است ، لحظه اى بينديش وفكر كن .
مگر تو فراموش كرده اى كلام خدا را ، جايى كه مى فرمايد : " گمان نكنند آنان كه به راه كفر بازگشته اند كه آنچه ما براى آنها پيش مى آوريم وآنها را مهلت مى دهيم ، به نفع آنان وبه خير وسعادتشان است .
اين مهلت دادن نه تنها به نفع آنان نيست ، بلكه دقيقا براى آن است كه بر گناهان خود بيفزايند وبراى آنان عذاب ذلت آميز ابدى در پيش مى باشد .
"اى فرزند آزادشدگان ! آيا اين امر از عدالت است كه زنان وكنيزان خود را در پشت پرده جاى دهى ، ولى دختران پيامبر خدا را در ميان نامحرمان ، به صورت اسير