اللهوف في قتلي الطفوف (فارسي ) - السيد بن طاووس - الصفحة ١٠٩
بخش دوم توصيف جنگ وشهادت راوى مى گويد : عبيدالله بن زياد ياران خود را براى جنگ با حسين ( ع ) دعوت كرد وآنان را از راه حق منحرف ساخت ودعوتش مورد اجابت آنان قرار گرفت واو را متابعت كردند وآخرت عمر بن سعد را به دنياى خود خريد واو را سرلشكر خويش قرار داد .
عمر هم قبول كرد وبا چهار هزار سوار براى جنگ با حسين ( ع ) از كوفه بيرون آمد .
ابن زياد پى در پى براى او لشكر مى فرستاد تا آن كه شب ششم محرم ، بيست هزار سوار نزد او حاضر شدند .
سپس كار را بر حسين ( ع ) سخت گرفتند ، به گونه اى كه تشنگى بر ابا عبد الله ( ع ) واصحابش غلبه كرد .
نخستين خطبه حسين ( ع ) حسين ( ع ) ايستاد وبر شمشير خود تكيه كرد وبا صداى بلند فرمود : " شما را به خدا سوگند مى دهم ، آيا مرا مى شناسيد ؟ " گفتند : " آرى .
تو فرزند پيغمبر خدا وسبط او هستى .
" گفت : " شما را به خدا سوگند مى دهم ، آيا مرا مى شناسيد كه جد من رسول خداست ؟ " گفتند : " آرى ، به خدا قسم .
"فرمود : " شما را به خدا سوگند مى دهم ، آيا مى دانيد كه پدر من على بن ابى طالب ( عليه الصلوة والسلام ) است ؟ "