اللهوف في قتلي الطفوف (فارسي ) - السيد بن طاووس - الصفحة ١٢٣
بامداد عاشورا راوى مى گويد : سپاه عمر بن سعد سوار شدند وحسين ( ع ) ، برير بن خضير را به سوى آنان فرستاد .
برير آنان را موعظه كرد ومطالبى را به ايشان تذكر داد ، ولى اعتنا نكردند ودر آنان اثر نكرد .
پس از آن حسين ( ع ) بر شتر - وبه قولى بر اسب - خود سوار شد وياران عمر بن سعد را دعوت به سكوت وتوجه به كلمات خود كرد .
آنان ساكت شدند .
حسين ( ع ) حمد وثناى خداوند را به بهترين وجهى ادا نمود وبر محمد ( ص ) و فرشتگان وپيغمبران درود فرستاد وداد سخن داد وپس از آن فرمود : " اى مردم ! بيچارگى وهلاكت بر شما باد كه در حال سرگردانى از ما يارى خواستيد وما با شتاب ، براى يارى شما شتافتيم ، ولى شما شمشيرى را كه سوگند ياد كرده بوديد كه در يارى ما به كار بريد ، براى كشتن ما به دست گرفتيد وآتشى براى سوزانيدن ما افروختيد كه ما مى خواستيم با آن آتش ، دشمن خود ودشمن شما را بسوزانيم .
امروز همه براى كشتن دوستان خود ، به يارى دشمنان شتافته ايد ، بدون آن كه عدل وداد را بين شما رواج داده باشند وبى آن كه در يارى آنان براى شما اميد خوش و رحمتى بوده باشد .
واى بر شما ! چرا دست از يارى ما كشيديد وحال آن كه شمشيرها در غلاف ودلها مطمئن وآرام ورأى ها محكم شده بود ، ولى شما در افروختن آتش فتنه ، مانند ملخها شتاب كرديد وديوانه وار خود را چون پروانه در آتش افكنديد .
اى مخالفانحق واى گروه نامسلمان واى تاركان قرآن واى تحريف كنندگان كلمات واى جمعيت گناهكار واى پيروان وسوسه هاى شيطان واى خاموش كنندگان شريعت وسنت پيغمبر ! دور باشيد از رحمت خدا ! آيا اين مردم ناپاك را پشتيبانى مى كنيد واز يارى ما دست بر مى داريد ؟ آرى .
به خدا قسم ، مكر وحيله از زمان قديم در شما بوده واصل و فرع شما با آب تزوير به هم آميخته وفكر شما با آن تقويت شده است .
شما پليدترين ميوه اى هستيد كه گلوى تماشاگران خود را آزار مى دهد وكمترين لقمه اى هستيد كه اشخاص غاصب شما را ببلعند .
آگاه باشيد كه زنازاده پسر زنازاده ( ابن زياد ) مرا بين دو چيز مخير ساخته است : يا با شمشير كشيده آماده جنگ شوم ويا لباس ذلت بپوشم وبا يزيد بيعت كنم ، ولى ذلت از ما بسيار دور است وخدا ورسول خدا ومؤمنان وپرورده شدگان دامنهاى پاك و اشخاص با حميت ومردان باغيرت به ما چنين اجازه اى را نمى دهند كه ذلت اطاعت