اللهوف في قتلي الطفوف (فارسي ) - السيد بن طاووس - الصفحة ٣٠٤
بازى سرنوشت يكى از مشايخ وسالمندان كوفه ، پيش او كلمه " لا إله الا الله " را سر داد و تعجب وشگفت خود را اعلام نمود وگفت : " چيز شگفتى را مى بينم .
" عبد الملك پرسيد : " اى شيخ ! چه چيز تعجب آورى را مى بينى ؟ " آن پير مرد اعلام نمود : " نخست در اين قصر ، سر ابا عبد الله الحسين ( ع ) را در طشتى پيش عبيدالله بن زياد با همين وضع مشاهده نمودم ، سپس سر عبيدالله بن زياد را پيش روى مختار بن ابى عبيده در همين قصر ديدم ، پس از آن سر مختار بن ابى عبيده ثقفى را پيش روى مصعب بن زبير ديدم ،واكنون سر مصعب بن زبير را پيش روى تو مى بينم .
آيا اين امر تعجب آورى نيست ؟ " عبد الملك بن مروان گفت : " خداوند پنجمى را پيش نياورد ! " حكومت بنى اميه تا سال ١٣٢ ه .
ق استوار بود ، تا اين كه دولت بنى عباس ظاهر گرديد وآنان تشكيلات اموى را برانداختند وشاعرى در اين باره گفته است : يكسره مردى ز عرب هوشمند
گفت به عبد الملك از روى پند روى همين مسند واين تكيه گاه
زير همين قبه واين بارگاه بودم وديدم بر ابن زياد
آه چه ديدم كه دو چشمم مباد ! تازه سرى چون سپر آسمان
طلعت خورشيد ز رويش نهان بعد ز چندى سر آن خيره سر
بد بر مختار به روى سپر بعد كه مصعب سر وسردار شد
دست كش او سر مختار شد اين سر مصعب به تقاضاى كار
تا چه كند با تو دگر روزگار [١]
[١] وقايع الأيام ، محدث قمى ، ص ٢٤٧ .