اللهوف في قتلي الطفوف (فارسي ) - السيد بن طاووس - الصفحة ٢٣٣
روايت شده است كه سر حسين ( ع ) را به كربلا برگرداندند وبا بدن شريفش به خاك سپردند وعمل طايفه اماميه به همين ترتيب بوده است .
البته روايات بسيارى غير از آن كه ما نقل كرديم نيز ، وارد شده است واختلافات ديگرى نيز وجود دارد ، ولى چون نقل آنها با اختصار كتاب كه در آغاز شرط نموده ايم ، منافات دارد ، از ذكر آنها خوددارى شد .
اهل بيت ( ع ) وكربلا راوى مى گويد : چون اهل بيت حسين ( ع ) از شام به عراق آمدند ، به آن كسى كه راهنماى قافله بود ، گفتند : " ما را از كربلا عبور بده .
"چون به زمين كربلا رسيدند ، جابر بن عبد الله انصارى وجمعى از بنى هاشم و عده اى از مردان خانواده رسالت را كه براى زيارت قبر حسين ( ع ) آمده بودند ، در آنجا ملاقات كردند .
همه شروع به گريه وناله نمودند وسيلى به صورت زدند وطورى عزادارى كردند كه جگرها را آتش مى زد وقلبها را جريحه دار مى كرد .
جمعى از زنان عرب كه در گوشه وكنار كربلا ساكن بودند نيز ، گرد آمدند وچند روزى را به اين ترتيب عزادارى كردند .
از ابى حباب كلبى روايت شده است كه گروهى از گچ كاران گفتند : " ما شبانه از مكانى كه " جبانه " ناميده مى شود ، مى گذشتيم ومى شنيديم كه جنيان بر حسين ( ع ) نوحه مى كنند ومى گويند : " پيامبر خدا پيشانى او را مسح نموده است .
او در چهره درخشندگى دارد .
پدران او از بزرگان قريش ونياكان او از بهترين نياكان مى باشند .
" نزديك مدينه راوى مى گويد : سپس از كربلا به جانب مدينه حركت كردند .
بشير بن جذلم مى گويد : " چون نزديك مدينه رسيديم ، على بن الحسين ( ع ) پياده