اللهوف في قتلي الطفوف (فارسي ) - السيد بن طاووس - الصفحة ٢١٩
پراكنده ها را جمع وپراكندگيها را تبديل به اجتماع مى نمايد وحق هر صاحب حقى را به صاحبش باز مى گرداند .
" گمان مبر آنان كه در راه خدا كشته شده اند ، مردگانند ، بلكه آنان زندگان هستند و در نزد پروردگار خود ، مرزوق ومتنعم مى باشند .
" اى يزيد ! تو را كفايت مى كند كه داور وحاكم تو خداوند باشد وخصم تو پيامبر ، در حاليكه جبرئيل هم از او حمايت كند .
به زودى آنان كه تو را مورد حمايت قرار داده اند وبر اين جايگاه نشانده اند وبر گرده مسلمانان سوار نموده اند ، درخواهند يافت چه ستمگرى را انتخاب نمودند وبه زودى درخواهيد يافت كه كداميك از شما بدبخت تر وپست تر از همگان هستيد .
اى زاده معاويه ! اگر چه شدايد وپيشامدها وفشار روزگار مرا در شرايطى قرار داد كه مجبور شدم با تو حرف بزنم ، اما تو را كوچكتر از آن مقام ظاهرى ات مى بينم وتو را بسيار توبيخ وسرزنش مى كنم .
چگونه سرزنش نكنم با اين كه چشمها در فراق دوستان ، گريان ، ودلها در فراق عزيزان ، سوزان مى باشد .
آه ! چه شگفت انگيز است كه مردان بزرگ حزب خدا به دست حزب شيطان كشته شوند ! دستان جنايتكار شما ، به خون ما خاندان [ پيامبر ] آغشته شده است و دهانتان از گوشت ما ، پر ومالامال است .
آرى ! راستى جاى شرم نيست كه آن بدنهاى پاكوپاكيزه ، روى زمين بمانند وگرگهاى بيابانها بدنهاى آنها را ديدار كنند وتو مغرور و سرمست قدرت ، بر اريكه قدرت تكيه زنى وبه خودت ببالى ؟ اى پسر سفيان ! اگر چه تو امروز كشتار واسارت ما را غنيمت شمرده اى وبه آن مى بالى ، طولى نمى كشد كه مجبور مى گردى غرامت وتاوان آن را پس بدهى ، البته در روزى كه هيچ نوع اندوخته نيك و ذخيره مفيدى همراه نداشته باشى ومجبور باشى به تنهايى سزاى اعمال خود را بچشى " وخداوند هرگز به بندگان خود ستم نمى ورزد .
" ما از بيدادگريهاى تو ، به پيشگاه او شكايت مى بريم واو تنها پناهگاه واميدگاه ماست .
يزيد ! هر آنچه مى خواهى مكر وفريب وسعى خود را به كارگير ، ولى بدان كه هر چه تلاش ومكر به كارگيرى ، باز هرگز توان آن را ندارى كه ذكر خير ما را از يادها بيرون ببرى .
تو هرگز قدرت آن را ندارى كه وحى ما را نابود وذكر ما را خاموش سازى واز اين راه به آرزوى پليد وديرينه خود نايل شوى .
سعى وتلاش تو هرگز نخواهد توانست ننگ وعار اعمالت را از دامن تو پاك سازد ، هرگز ! هرگز !