اللهوف في قتلي الطفوف (فارسي ) - السيد بن طاووس - الصفحة ١١٧
" من هيچ اصحابى را شايسته تر از اصحاب خود ، وهيچ اهل بيتى را نيكوتر و برتر از اهل بيت خويش ، نمى دانم .
خداوند همه شما را جزاى خير دهد .
اينك شب است وتاريكى آن ، شما را در آغوش گرفته است .
شما هم آن را براى خود مانند شتر راهوارى قرار دهيد .
هر يك از شما يكى از فرزندان اهل بيت مرا بگيريد ودر اين تاريكى شب پراكنده شويد ومرا با اين لشكر به حال خود بگذاريد .
زيرا آنان به جز من شخص ديگرى را نمى خواهند .
" برادران امام وفرزندان حسين ( ع ) وپسران عبد الله بن جعفر گفتند : " براى چه تو را بگذاريم وبرويم ؟ آيا براى اين كه بعد از تو زنده بمانيم ؟ خدا هرگز چنين روزى را قسمت ما نكند .
" اين سخن را نخست عباس بن على ( ع ) گفت وسايرين او را متابعت كردند .
سپس حسين ( ع ) به سوى فرزندان عقيل نگريست وبه آنان فرمود : " شهادت مسلم از طرف شما كافى است .
من به شما اذن دادم كه برويد .
" واز طريق ديگر روايت شده است كه در آن هنگام برادران وتمام اهل بيت حسين ( ع ) سخن آغاز نمودند وگفتند : " اى پسر پيغمبر ! مردم به ما چه مى گويند وما به آنان چه جوابى بدهيم ؟ آيا بگوييم كه مولا وپيشوا وپسر پيغمبر خود را تنها گذاشتيم و در يارى او تيرى به سوى دشمن پرتاب نكرديم ونيزه اى را به كار نگرفتيم وشمشيرى نزديم ؟ نه ، به خدا قسم ، از تو دور نمى شويم وبا جان خود تو را نگهدارى مى كنيم تا درراه تو كشته شويم ومانند تو به شهادت نايل گرديم .
خداوند چهره زندگى را بعد از تو زشت گرداند ! " سپس مسلم بن عوسجه [١] برخاست وگفت : " اى پسر پيغمبر ! آيا ما تو را تنها
[١] مسلم بن عوسجه اسدى ، از قهرمانان عرب در صدر اسلام است .
از اصحاب امام حسين ( ع ) ، اول كسى كه پس از نخستين حمله به شهادت رسيد ، او بود .
او از صحابه اى بود كه محضر پيغمبر اسلام ( ص ) را درك كرده بود .
در كوفه براى امام حسين ( ع ) بيعت گرفت .
در برخى از منابع گفته شده است : او در فتح آذربايجان با لشكر مسلمانان همراه بود ورشادتها از خود نشان داد .
( مترجم ) (