اخلاق فاضل - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢١٠ - درس سى ام قرآن معجزه جاودانى
پوزخند نبوده است. [١]
[١]. سؤال: از كجا معلوم كه ديگران سورهاى مانند قرآن نياوردهاند؟
پاسخ: نظرى به تاريخ اسلام پاسخ اين سؤال را روشن مىسازد؛ زيرا در داخل كشورهاى اسلامى در زمان پيامبر (ص) و پس از او حتى در خود مكه و مدينه مسيحيان و يهوديان سر سخت و متعصبى مىزيستهاند كه براى تضعيف مسلمانان از هر فرصتى استفاده مىكردند. به علاوه در ميان مسلمانان جمعى مسلماننما كه قرآن مجيد آنان را منافق ناميده زندگى مىكردند كه نقش جاسوسى بيگانگان را داشتند (مانند آنچه درباره ابو عامر راهب و همدستان او از منافقان مدينه و چگونگى ارتباط آنان با امپراطور روم در تواريخ نقل شده كه به ساختن مسجد ضرار در مدينه انجاميد و آن صحنه عجيبى را كه قرآن در سوره توبه به آن اشاره كرده است به وجود آورد). مسلماً اين دسته از منافقان و آن عده از دشمنان متعصب و سرسخت كه به دقت مراقب اوضاع مسلمانان بودند و از هر جريانى كه به زيان مسلمانان بود استقبال مىكردند اگر به سورهاى كه ساخته بشر يا ساير مخلوقات است دست يافته بودند براى درهم شكستن مسلمانان تا آنجا كه مىتوانستند آن را نشر مىدادند يا لا اقل در حفظ و نگهدارىاش مىكوشيدند. لذا مىبينيم حتى افرادى كه به احتمال ضعيفى ممكن است به معارضه با قرآن برخاسته باشند، تاريخ نام آنها را ضبط كرده است، از جمله:
نام عبد اللَّه بن مقفع را بردهاند كه او كتاب «الدره اليتيمه» را به همين منظور نوشته است. در صورتى كه كتاب مزبور هم اكنون در اختيار ما است و چندين بار چاپ شده و كوچكترين اشارهاى در آن كتاب به اين مطلب نشده است و نمىدانيم چطور اين نسبت را به او دادهاند؟
نام متنبى احمد بن حسين كوفى شاعر را نيز در اين زمره ذكر كردهاند كه ادعاى نبوت كرده است؛ در صورتى كه قرائن زيادى نشان مىدهد كه انگيزه او بيشتر بلندپروازى، محروميتهاى خانوادگى و حس جاهطلبى بوده است.
ابو العلاى معرى نيز متهم به اين امر شده است، گر چه از او سخنان زنندهاى نسبت به اسلام نقل شده اما هيچ وقت داعيه مبارزه با قرآن را نداشته است بلكه جملات جالبى درباره عظمت قرآن گفته است.
ولى مسيلمه كذاب از مردم يمامه مسلماً از كسانى است كه به مبارزه با قرآن برخاسته و به اصطلاح آياتى آورده است كه جنبه تفريحى آن بيشتر است. ذكر چند جمله از آنها در اينجا جالب است:
در برابر سوره ذاريات، اين جملهها را آورده است:
و المبذرات بذرا و الحاصدات حصدا و الذاريات قمحا و الطاحنات طحنا و العاجنات عجنا و الخابزات خبزا و الثاردات ثردا و اللاقمات لقما اهاله و سمنا؛ قسم به دهقانان و كشاورزان، قسم به درو كنندگان، قسم به جدا كنندگان كاه از گندم، قسم به جدا كنندگان گندم از كاه، قسم به خمير كنندگان، قسم به نانپزندگان، قسم به تريد كنندگان، قسم به آن كسانى كه لقمههاى چرب و نرم بر مىدارند!
- يا ضفدع بنت ضفدع، نقى ما تنقين، نصفك فى الماء و نصفك فى الطين، لا الماء تكدرين و لا الشارب تمنعين.
اى قورباغه دختر قورباغه! آنچه مىخواهى صدا كن! نيمى از تو در آب و نيمى ديگر در گل است، نه آب را گلآلود مىكنى و نه كسى را از آب خوردن جلوگيرى مىكنى .. (إعلام الورى بأعلام الهدى، فصل فى ما ظهر بعد بعثته، ص: ١٩)