اخلاق فاضل - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣١٦ - درس پنجاه و يكم بهره مندى از فرصت ها ونعمت ها
است و با خود مىگويد: چه معنا دارد كه آدم براى نشستن و برخاستن، بگويد: «بِحَوْلِ اللَّهِ وَ قُوتِهِ أَقُومُ وَ أَقْعُدُ»؛ [١] در حالى كه اين نكته بسيار حساسى دارد، همين قيام و قعود بايد مترتب به حول و قوه الهى باشد؛ اما انسان گاهى قدر نمىداند.
من شايد يكى- دو سال پيش در يكى از ملاقاتهايى كه با مقام رهبرى داشتيم به تناسب به ايشان عرض كردم: خداوند به شما نعمتى داده كه شايد خودتان هم به نعمت بودن آن توجه نداريد. ايشان فرمودند: چه نعمتى؟! گفتم: نعمت لاغرى، شما لاغر هستيد و به راحتى بر مىخيزيد، مىنشينيد و راه مىرويد؛ امّا من گاهى اوقات براى استفاده از يك كتاب مورد نياز كه در فاصله دو مترىام قرار گرفته، به علت كسالت و مقدارى سنگينى وزن بايد مدتى منتظر بمانم تا يك نفر را ببينم و از او بخواهم كه آن كتاب را به من بدهد. اين مطلب را براى آن عرض مىكنم كه انسان بايد به نعمتهاى الهى توجه كند.
شما الآن در شرايط خوبى هستيد؛ البته درست است كه مشكلات فراوان است، من همه اين مشكلات را بيشتر از شما مىدانم و متأثر هم هستم و در اين رابطه هم اقداماتى را انجام دادهام؛ امّا در عين حال، فرصتها به سرعت در گذر است. قدر اين موقعيت، اين وقت، حتى اين درس و بحث ها را بدانيد. روزى فرا مىرسد كه اينها از دست انسان مىرود و- خداى ناكرده- براى انسان شرايطى پيش مىآيد كه اصلًا نمىتواند در قم باشد، آن وقت فكر مىكند كه چه موقعيتهاى خوبى!، چه كلاسها و مجالس درس متنوعى! و چه آزادى برايش فراهم بود!، انسان مايل بود در درس زيد يا عمرو يا ... شركت كند هيچ مانعى نداشت، هر درسى را كه مىپسنديد، آزادانه انتخاب و از آن استفاده مىكرد؛ و آن وقت دچار حسرت و اندوه مىگردد كه فرصت از دست رفت و بهرهاى حاصل نشد.
در تمام سال، من به سهم خودم، به خاطر وظيفهاى كه بر دوش خود احساس مىكنم- روى علاقه يا تشخيص- براى هيچ كار و مسأله اى و براى هيچ مسئوليتى به اندازه اين مباحث علمى، درس، بحث و مطالعه، اهميت قائل نيستم و از خداوند سپاسگزارم كه امسال- بحمدالله تعالى- مشكلى براى من پيش نيامد و توانستم به
[١]. با نيروى خداوند به هر كارى قيام مىكنم و با حايل شدن او از كارها باز مىمانم. (كافى، ج ٣، ص ٣٣٧)