اخلاق فاضل - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٨٤ - درس نهم بلايا و خوشى ها
حالى كه بر حسب اين روايت، مطلب كاملًا بر عكس است؛ يعنى ممكن است نقمت، نشانه عنايت و نعمت خداوند متعال باشد.
٢- به طور عادى و طبيعى، انسانى كه در ناز و نعمت باشد، هر چه نعمت بيشترى به او داده شود از توجهش به خداوند تبارك و تعالى كاسته خواهد شد؛ بنابراين از اين روايت بايد اين درس را هم بگيريم كه مبادا نعمتها ما را از خداوند دور كند، و نعمتها نبايد باعث شود كه انسان، خداوند را فراموش كند؛ هرچند چنين اقتضايى در ذات نعمت وجود دارد. انسان در حالت ابتلا به مشكلات توجّهش به خداوند فراوان است؛ ولى در حال توانگرى و رفاه، كمتر به خداوند توجّه مىشود؛ حال آنكه انسان چه در حال نعمت و چه درحال نقمت بايد به خداوند تبارك وتعالى توجه كامل داشته باشد؛ يعنى آنگونه كه همواره در حال نقمت، خواهان رفع گرفتارى خود از خداوند متعال است بايد در حال نعمت نيز به عنوان سپاس و به عنوان شكرِ منعم به او توجه كامل داشته باشد.
پرسش:
٣- نكته سوم را در قالب يك پرسش و پاسخ مطرح مىكنيم:
مقصود از
«إِذَا أَرَادَ بِعَبْدٍ خَيْراً
» در مقابل «
إِذَا أَرَادَ بِعَبْدٍ شَرّاً
» چيست؟ خداوند چگونه نسبت به يك بنده، اراده خير و نسبت به بنده ديگر اراده شرّ مىكند؟! آيا اين امر تنها به اراده خداوند متعال بستگى دارد؟! يعنى خداوند دلش مىخواهد نسبت به بنده اى اراده خير كند، بدون اينكه آن عبد خصوصيّت و مزيّتى داشته يا مقتضاى اين اراده در او محقّق باشد و نسبت به عبدى اراده شرّ مىكند، بدون اينكه خصوصيّت و قابليتى در او وجود داشته باشد؛ آيا مسأله اينگونه است؟! آيا در اين صورت جبر به وجود نمىآيد؟!
پاسخ:
خير، چنين نيست!
«إرادَهُ الخير و إرادَهُ الشَّر
»؛ نفس اراده تكوينى خداوند تبارك