اخلاق فاضل - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٠ - درس اوّل انس با روايات
تشيع و حيات نوين فقه شيعه بوده است، از اين رو كلماتشان قابل بررسى و تحقيق است. [١] به خلاف ديگر مذاهب كه حتى نمىتوانند بعضى از كلمات خود را توجيه كنند؛ چرا كه علماى آنان بيش از هشت يا نه قرن پيش مسايلى را مطرح كردهاند و پس از گذشت زمان، هم اكنون مسايل جديدى به وجود آمده است كه طبيعتاً پاسخى براى آنها ندارند.
زعمايشان مىگويند: همه بايد از آن چهار نفر تقليد و پيروى كنند [٢]! بنابراين،
[١]. ... عَنْ أَبِى حَمْزَهَ الثُّمَالِى عَنْ أَبِى جَعْفَرٍ ٨ قَالَ: خَطَبَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) فِى حَجَّهِ الْوَدَاعِ فَقَالَ: ... يَا أَيُّهَا النَّاسُ! وَ اللَّهِ مَا مِنْ شَىْءٍ يُقَرِّبُكُمْ مِنَ الْجَنَّهِ وَ يُبَاعِدُكُمْ عَنِ النَّارِ إِلَّا وَ قَدْ أَمَرْتُكُمْ بِهِ وَ مَا مِنْ شَىْءٍ يُقَرِّبُكُمْ مِنَ النَّارِ وَ يُبَاعِدُكُمْ مِنَ الْجَنَّهِ إِلَّا وَ قَدْ نَهَيْتُكُمْ عَنْه .... (بحار الأنوار، ج ٦٧، باب ٤٧، ص ٩١) ابوحمزه ثمالى از امام پنجم (ع) نقل كرده كه رسول خدا (ص) در سفر حجه الوداع خطبهاى ايراد فرمود كه: ... اى مردم! به خدا سوگند! آنچه شما را به آسايش و بهشت نزديك مىكند و از رنج و عذاب دوزخ دور مىسازد فرو گذار نكرده و به او فرمان دادم و آنچه شما را به شقاوت و دوزخ مىكشاند و از سعادت و بهشت دور مىكند باقى نماند مگر اين كه دستور خوددارى از آن دادم ....
[٢]. در اواسط قرن چهارم- كه هنوز حكومت عباسيان ادامه داشت فقه اهل تسنن با ايستايى و ركود مواجه شد و اين ركود در نهايت به انحطاط فقه آنان انجاميد و علت آن اين بود كه پيروان پيشوايان مذهبى به پيروى از گفتهها و نظريات پيشوايان خود بسنده كردند و فقهاى جامعه اهل تسنن به تدوين مذاهب اربعه (حنفى به پيشوايى ابوحنيفه نعمان بن ثابت، مالكى به پيشوايى مالك بن انس اصبحى، شافعى به پيشوايى محمد بن ادريس و حنبلى به پيشوايى احمد بن حنبل) پرداختند. در ميانه قرن هفتم، فقهاى اهل تسنن، مذاهب اربعه را تنها مذهب رسمى و قابل قبول جامعه اهل تسنن اعلام كردند و تبعيت از هر يك را براى مسلمانان كافى شمردند. اين عمل پيامدهاى تأسف بارى را براى جوامع اسلامى و فقه اهل تسنن به دنبال داشت كه از جمله آنها مىتوان به موارد زير اشاره كرد:
الف. بيگانه شدن فقه اسلامى اهل تسنن با موضوعات و مسايل مستحدثه و رويدادهاى نوين جوامع اسلامى.
ب. جلوه كردن احكام فقهى به صورت سنتهاى راكد و بىروح و بىملاك و چه بسا خرافات.
ج. منزوى شدن انديشه اسلامى در مراكز علمى جهان به دليل ارائه فتاواى ناصحيح وخلاف موازين عقل و شرع و معرفى آنها به عنوان مسايل و انديشهها و قوانين اسلامى.
د. شيوع پيروى از دستورات و نظريات كسانى كه فقيه نبوده و واجد شرايط پيشوايى و مقام افتا نگرديدهاند.