اخلاق فاضل - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٧٦ - درس چهل و يكم مطالعه حالات ائمه و بزرگان
ما آموزنده باشد. [١] سعى كنيد مطالعه حالات و شخصيت بزرگان را- در دوران طلبگى، تحصيل، تدريس، زعامت و جنبه هاى مختلف ديگرى كه در زندگى ايشان وجود داشته است- جزو برنامه مستمر خود قرار دهيد؛ چراكه واقعاً آموزنده است و نقش به سزايى در بهبود روحيه طلبگى شما خواهد داشت. بحمد الله تعالى كتابهاى فراوانى در اين رابطه وجود دارد مانند: «اعيان الشيعه» نوشته مرحوم سيد محسن جبل عاملى (ره) تعالى كه بيشتر از چهل جلد مىباشد. ايشان در اين كتاب شرح حال همه بزرگان شيعه را از ابتدا تا زمان حيات خودشان نوشتهاند. يا كتابهايى كه مرحوم آقا بزرگ تهرانى (ره) تعالى علاوه بر كتاب «الذريعه الى تصانيف الشيعه» نوشته است كه هر كدام اسم خاصى داشته و در شرح حال علما است. يا كتابهاى مختصرى مانند: «الكنى والالقاب» يا كتاب «فوائد الرضويه» مرحوم محدث قمى (ره) تعالى كه كتاب بسيار خوبى است يا «روضات الجنات» و كتابهاى ديگرى كه انسان را در مورد زندگى اين بزرگان راهنمايى مىكند. البته به هر گفته و نوشتهاى نمىتوان اعتماد كرد و مىبايست از كتب مستند و متقن بهره جست.
بىشك مطالعه، نوشتن و مباحث علمى مقدارى خستگى را به دنبال دارد؛ اما مطالعه زندگى بزرگان اينطور نيست و نه تنها موجب خستگى نمىشود، بلكه به خاطر جاذبه خاصّى كه دارد، شخص به آن علاقهمند مىشود و دوست دارد بداند كه در زندگى ايشان چه فراز و نشيبهايى بوده است؟ در جوانى به چه مراحلى رسيده؟ و در سنين بالاتر چه وضعيتى براى ايشان پيش آمده است؟ در زمان پيرى و كهولت چه حالاتى پيدا كردند؟ چه خدماتى انجام دادند؟ چه تأليفاتى داشتند؟
[١]. عن أميرالمؤمنين (ع): أَى بُنَىَّ! إِنِّى وَ إِنْ لَمْ أَكُنْ عُمِّرْتُ عُمُرَ مَنْ كَانَ قَبْلِى فَقَدْ نَظَرْتُ فِى أَعْمَالِهِمْ وَ فَكَّرْتُ فِى أَخْبَارِهِمْ وَ سِرْتُ فِى آثَارِهِمْ حَتَّى عُدْتُ كَأَحَدِهِمْ بَلْ كَأَنِّى بِمَا انْتَهَى إِلَى مِنْ أُمُورِهِمْ قَدْ عُمِّرْتُ مَعَ أَوَّلِهِمْ إِلَى آخِرِهِمْ فَعَرَفْتُ صَفْوَ ذَلِكَ مِنْ كَدَرِهِ وَ نَفْعَهُ مِنْ ضَرَرِه .... (نهج البلاغه، نامه ٣١، ص ٣٩١) پسرم! درست است كه من به اندازه پيشينيان عمر نكردهام، امّا در كردار آنان نظر افكندم و در اخبارشان انديشيدم و در آثارشان سير كردم تا آنجا كه گويى يكى از آنان شدهام، بلكه با مطالعه تاريخ آنان، گويى از اوّل تا پايان عمرشان با آنان بودهام، پس قسمتهاى روشن و شيرين زندگى آنان را از دوران تيرگى شناختم و زندگانى سودمندشان را با دوران زيانبارش شناسايى كردم.