اخلاق فاضل - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٠١ - درس بيست و نهم حافظ راست گفتار در نقل حديث و جمع قرآن
شما مراجعه مىكنيم، مىبينيم همه اخبارِ آنان رواياتى است كه شما از رسول اكرم (ص) نقل كرده ايد و مطالب تفسيرىشان همان مطالب تفسيرى شما است؛ ولى وقتى به مردم مراجعه مىكنيم مىبينيم كه مردم روايات بسيارى را از رسول اكرم (ص) و مطالبى را در مورد تفسير قرآن نقل مىكنند كه با آن مطالبى كه سلمان و مقداد و ابوذر و شما نقل مىكنيد مخالف است؟! سرّ اين اختلاف چيست؟
در حقيقت سؤال ايشان اين است كه آيا مردم در اين كار تعمّد دارند و با توجه و التفات، به رسول خدا (ص) افترا و دروغ مىببندند؟!
اميرمؤمنان على (ع) در پاسخ فرمودند: سليم! سؤال نيكويى كردى پس جواب را پذيرا باش.
اوّلًا؛ بدان كه در زمان حيات رسول اكرم (ص) عدّه زيادى بر حضرت دروغ مىبستند و كثرت آن دروغها در حدّى بود كه عنوان «كذّابه» پيدا كردند؛ يعنى كسانى كه زياد به حضرت دروغ مىبندند.
به همين جهت روزى رسولخدا (ص) بر منبر رفتند و فرمودند: افرادى كه بر من دروغ مىبندند فراوان شدهاند. هر كسى بر من دروغ ببندد، جايگاه خودش را از آتش انتخاب مىكند و هيچ راه فرارى ندارد و جايش حتماً در آتش است.
ولى اين بيان رسول خدا (ص) موجب نشد اين باب مسدود شود. حتى بعد از آن نيز افرادى بودند كه دروغ گفته و مسائلى را به ايشان نسبت مىدادند. پس از ايشان افرادى كه در مقام نقل حديث برآمدند، چهار طايفه بودند كه پنجمى هم ندارند:
طايفه اوّل: منافقانِ نفوذى
آنهايى كه اظهار ايمان مىكردند و خود را مسلمان جلوه مىدادند و از اينكه به رسول خدا دروغ ببندند هيچ باكى نداشتند؛ ولى مردم نمىدانستند و مىگفتند: اينان صحابه رسول الله (ص) هستند و محضر آن بزرگوار را درك كردهاند؛ مگر مىشود كسى صحابه رسول خدا (ص) باشد و به او دروغ ببندد؟!
بعد حضرت «آيه چهارم سوره مباركه منافقون» [١] را تلاوت فرمودند؛ يعنى اين
[١]. (وَ إِذا رَأَيْتَهُمْ تُعْجِبُكَ أَجْسامُهُمْ وَ إِنْ يَقُولُوا تَسْمَعْ لِقَوْلِهِمْ). (منافقون: آيه ٤) هنگامى كه آنان را مىبينى، جسم و قيافه ايشان تو را در شگفتى فرو مىبرد.