اخلاق فاضل - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٣ - درس سوم وظايف عاقل
سپس حضرت (ع) مىفرمايد:
«لَا يَسْلَمُ أَحَدٌ مِنَ الذُّنُوبِ حَتَّى يَخْزُنَ لِسَانَه
»؛ هيچ كس از گناهان سالم نمىماند مگر اين كه- همانند اموالى كه آن را در صندوقى محكم قرار مىدهد- زبان خودش را حفظ كرده، در صندوقى قرار دهد.
در كتاب كافى در حاشيه همين فرموده رسول خدا (ص) عبارت بالاترى را نقل كرده است.
حضرت مىفرمايد:
«ثُمَّ قَالَ: وَ لَا يَعْرِفُ عَبْدٌ حَقِيقَهَ الْإِيمَانِ حَتَّى يَخْزُنَ مِنْ لِسَانِه». [١]
هيچ بندهاى تا قبل از اين كه زبان خود را حفظ نكند، حقيقت ايمان را نشناخته و آن را درك نمىكند.
در حقيقت نيز مسأله اين چنين است. نوع گناهان از طريق زبان، گريبان گير انسان مىشود. بسيارى از محرمات در اصل مربوط به زبان است [٢]؛ مانند غيبت،
[١]. قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): أَمْسِكْ لِسَانَكَ فَإِنَّهَا صَدَقَهٌ تَصَدَّقُ بِهَا عَلَى نَفْسِكَ ثُمَّ قَالَ وَ لَا يَعْرِفُ عَبْدٌ حَقِيقَهَ الْإِيمَانِ حَتَّى يَخْزُنَ مِنْ لِسَانِه. (كافى، ج ٢، باب الصمت، ص ١١٣) زبانت را نگهدار؛ زيرا نگهدارى زبان صدقهاى است كه به خود مىدهى (چون خاموشى تو را از بلا نگه مىدارد)؛ سپس فرمود: هيچ بندهاى حقيقت ايمان را نمىشناسد تا برخى از گفتارش را نگهدارد [و تنها آنچه را به سود دنيا يا آخرتش باشد رها كند و بگويد].
- قَالَ رَسُولُ اللَّه (ص): لَا يَسْتَقِيمُ إِيمَانُ عَبْدٍ حَتَّى يَسْتَقِيمَ قَلْبُهُ وَ لَا يَسْتَقِيمُ قَلْبُهُ حَتَّى يَسْتَقِيمَ لِسَانُهُ لِأَنَّ لِسَانَ الْمُؤْمِنِ وَرَاءَ قَلْبِهِ إِذَا أَرَادَ أَنْ يَتَكَلَّمَ يَتَدَبَّرُ الْكَلَامَ فَإِذَا كَانَ خَيْراً أَبْدَاهُ وَ إِنْ كَانَ شَرّاً وَارَاهُ وَ الْمُنَافِقُ قَلْبُهُ وَرَاءَ لِسَانِهِ يَتَكَلَّمُ بِمَا أَتَى عَلَى لِسَانِهِ وَ لَا يُبَالِى مَا عَلَيْهِ مِمَّا لَهُ وَ إِنَّ أَكْثَرَ خَطَايَا ابْنِ آدَمَ مِنْ لِسَانِه. (إرشاد القلوب، ج ١، ص ١٠٢) ايمان هيچ بندهاى محكم و استوار نمىشود مگر اين كه قلب و دلش را آرام و محكم كند و دلش آرامش پيدا نمىكند مگر اين كه زبانش را حفظ كند؛ چراكه زبان مؤمن در پشت دل و قلب او است هرگاه بخواهد سخن بگويد در سخن خود دورانديشى و تفكّر مىكند زمانى كه ديد آن سخن خير و حق است آن را ظاهر مىكند اگر سخن شرّ و زشت و بد بود پنهانش مىكند؛ ولى منافق دلش پشت زبان او است هرچه سر زبانش آيد بدون فكر و انديشه مىگويد و توجّهى به عاقبت وسود و زيانش ندارد و همانا بيشتر گناهان فرزند آدم از راه زبان است.
[٢]. عنِ الثُّمَالِى عَنْ عَلِى بْنِ الْحُسَيْنِ ٨ قَالَ: إِنَّ لِسَانَ ابْنِ آدَمَ يُشْرِفُ كُلَّ يَوْمٍ عَلَى جَوَارِحِهِ فَيَقُولُ كَيْفَ أَصْبَحْتُمْ فَيَقُولُونَ بِخَيْرٍ إِنْ تَرَكْتَنَا وَ يَقُولُونَ اللَّهَ اللَّهَ فِينَا وَ يُنَاشِدُونَهُ وَ يَقُولُونَ إِنَّمَا نُثَابُ بِكَ وَ نُعَاقَبُ بِك. (بحار الأنوار، ج ٦٨، باب ٧٨، ص ٢٧٤) ثمالى ازحضرت سجاد (ع) نقل مىكند كه فرمود: زبان انسان هر روز با ساير اعضا و جوارح او روبرو مىشود ومى پرسد: حالتان چطور است؟ پاسخ زبان را كه مىدهند مىگويند: حال ما خوب است اگر تو بگذارى و زبان را سوگند مىدهند: تو را به خدا! تو را به خدا! كه ما را مراعات كنى كه ثواب ما و عقاب ما در گرو رفتار تو است.
- عَنْ أَبِىعَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ: مَا مِنْ يَوْمٍ إِلَّا وَ كُلُّ عُضْوٍ مِنْ أَعْضَاءِ الْجَسَدِ يُكَفِّرُ اللِّسَانَ يَقُولُ نَشَدْتُكَ اللَّهَ أَنْ نُعَذَّبَ فِيك. (بحار الأنوار، ج ٦٨، باب ٧٨، ص ٢٧٤) روزى نيست مگر اين كه هر عضوى از بدن انسان زبان را تكفير مىكنند و مىگويند: تو را به خداوند سوگند مىدهيم كه ما را عذاب نكنى!.