اخلاق فاضل - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٢٩ - درس سى و سوم عمل به قرآن
حضرت مىفرمايد: «إِنَّ رُوَاهَ الْكِتَابِ كَثِيرٌ وَ إِنَّ رُعَاتَهُ قَلِيلٌ» برخى از مردم روى ظاهر قرآن تكيه دارند و ارتباطشان در محدوده قرائت، الفاظ و جهات لفظى آن، مانند تجويد، نصب، رفع و وقف و ... مىباشد يا يك مقدار بالاتر رفته و حدّاكثر همّت خود را در مسأله حفظ قرآن به كار مىبندند.
خلاصه اينكه، تمام تلاش اين گروه در مورد كتاب خداوند همين است [١]، شبيه آن چه در نقل احاديث هم مطرح است؛ چراكه تمام همّت يك راوى و محدّث صرفاً بر چگونگى نقل و ضبط الفاظ معصوم (ع)، به همان كيفيتى است كه از منبع و مصدر آن صادر شده است، حفظ آن چيزى است كه از مشايخِ حديث به او رسيده، و نقل آن براى شاگردان حديثى خود است. [٢] چه بسا سطح علمى بسيارى از محدّثان به اين درجه نيست كه كاملًا در معانى روايات دقت كنند، به همين جهت راويان همانند فقهاى بزرگ كه كاملًا در مفهوم احاديث دقّت و تأمّل مىكنند- نيستند.
حضرت مىفرمايد: چه بسيارند كسانى كه با قرآن چنين برخوردى داشته؛ ولى كسانى كه قرآن را از نظر علمى مورد دقّت، تفكّر و تدبّر قرار داده و از جهت عمل
[١]. عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ (ع): الْقُرَّاءُ ثَلَاثَهٌ: قَارِئٌ قَرَأَ الْقُرْآنَ لِيَسْتَدِرَّ بِهِ الْمُلُوكَ وَ يَسْتَطِيلَ بِهِ عَلَى النَّاسِ فَذَاكَ مِنْ أَهْلِ النَّارِ وَ قَارِئٌ قَرَأَ الْقُرْآنَ فَحَفِظَ حُرُوفَهُ وَ ضَيَّعَ حُدُودَهُ فَذَاكَ مِنْ أَهْلِ النَّارِ وَ قَارِئٌ قَرَأَ الْقُرْآنَ فَاسْتَتَرَ بِهِ تَحْتَ بُرْنُسِهِ فَهُوَ يَعْمَلُ بِمُحْكَمِهِ وَ يُؤْمِنُ بِمُتَشَابِهِهِ وَ يُقِيمُ فَرَائِضَهُ وَ يُحِلُّ حَلَالَهُ وَ يُحَرِّمُ حَرَامَهُ فَهَذَا مِمَّنْ يُنْقِذُهُ اللَّهُ مِنْ مَضَلَّاتِ الْفِتَنِ وَ هُوَ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّهِ وَ يَشْفَعُ فِيمَنْ شَاء. (الخصال، ج ١، ص ١٤٢) تلاوت كنندگان قرآن مجيد سه گروهاند: گروهى آن را براى تقرّب به درگاه بزرگان و سرورى بر مردمان فرا گرفتهاند كه آنان اهل دوزخ اند و گروهى آن را آموخته و الفاظ آن را حفظ كرده اند؛ اما به داورىهاى آن كارى ندارند اينان نيز اهل دوزخ اند. گروهى ديگر آن را ياد گرفتهاند و در مطالب آن تعقل و تدبر مىكنند و به محكمات آن عمل مىكنند و به متشابهات آن ايمان دارند و به واجبات آن رفتار و از محرمات آن اجتناب مىكنند اينان اهل بهشتاند و شفاعت ايشان درباره هركس كه بخواهند به درگاه خداوند پذيرفته است.
[٢]. عنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرِبْنِ مُحَمَّدٍ ٨: خَطَبَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) يَوْمَ مِنًى فَقَالَ: نَضَّرَ اللَّهُ عَبْداً سَمِعَ مَقَالَتِى فَوَعَاهَا وَ بَلَّغَهَا مَنْ لَمْ يَسْمَعْهَا فَكَمْ مِنْ حَامِلِ فِقْهٍ غَيْرُ فَقِيهٍ- وَ كَمْ مِنْ حَامِلِ فِقْهٍ إِلَى مَنْ هُوَ أَفْقَهُ مِنْهُ. (أمالى المفيد، ص ١٨٦، المجلس الثالث والعشرون) رسول خدا (ص) در سرزمين منى سخنرانى كرد، فرمود: خداوند روى بندهاى را خرّم و شاد كند كه سخن مرا بشنود و خوب فرا گيرد و به آن كس كه نشنيده است برساند، چه بسا كسانى كه بار فقه با خود مىكشند؛ ولى فقيه نيستند و چه بسا كسانى كه فقه را به كسانى انتقال مىدهند كه از خود حاملان بهتر مىفهمند.