اخلاق فاضل - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٥٧ - درس پنجم ايصال به خواسته هاى دنيوى و اخروى
مرحمت داشته و همه نعمتهايى كه با هيچ دستگاهى و با هيچ نيرويى نمىتوان آنها را به شماره در آورد [١]، خداوند مىفرمايد: تمام گنجينههاى اينها پيش ما است؛ البته بعد مىفرمايد: (وَما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ). [٢] مقدارى معين ازآنها را فرو فرستاديم و در گنجينه را باز كرده و به روى شما گشوديم و الّا همه خزائن نزد ما است. [٣] خداوند در مورد قارون مىفرمايد: (وَ آتَيْناهُ مِنَ الْكُنُوزِ ما إِنَّ مَفاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَهِ)؛ [٤] ما آن قدر گنج به قارون داديم كه حتى افراد نيرومند، قدرت نداشتند كليدهاى آن را با خود حمل كنند؛ ولى قارون در صحبت با مردم چنين گفت: اين اموال نتيجه علمى است كه من خودم دارم و خودم اين ثروتها را جمع كردهام. [٥] او با
[١]. قَالَ النَّبِىُّ (ص): الْمُؤْمِنُ بَيْنَ خَوْفَيْنِ خَوْفِ مَا مَضَى وَ خَوْفِ مَا بَقِى وَ بِمَوْتِ النَّفْسِ يَكُونُ حَيَاهُ الْقَلْبِ وَ بِحَيَاهِ الْقَلْبِ الْبُلُوغُ إِلَى الِاسْتِقَامَهِ وَ مَنْ عَبَدَ اللَّهَ عَلَى مِيزَانِ الْخَوْفِ وَ الرَّجَاءِ لَا يَضِلُّ وَ يَصِلُ إِلَى مَأْمُولِهِ وَ كَيْفَ لَا يَخَافُ الْعَبْدُ وَ هُوَ غَيْرُ عَالِمٍ بِمَا تُخْتَمُ صَحِيفَتُهُ وَ لَا لَهُ عَمَلٌ يَتَوَسَّلُ بِهِ اسْتِحْقَاقاً وَ لَا قُدْرَهَ لَهُ عَلَى شَىْءٍ وَ لَا مَفَرَّ وَ كَيْفَ لَا يَرْجُو وَ هُوَ يَعْرِفُ نَفْسَهُ بِالْعَجْزِ وَ هُوَ غَرِيقٌ فِى بَحْرِ آلَاءِ اللَّهِ وَ نَعْمَائِهِ مِنْ حَيْثُ لَا تُحْصَى وَ لَا تُعَدُّ فَالْمُحِبُّ يَعْبُدُ رَبَّهُ عَلَى الرَّجَاءِ بِمُشَاهَدَهِ أَحْوَالِهِ بِعَيْنِ سَهَرٍ وَ الزَّاهِدُ يَعْبُدُ عَلَى الْخَوْف. (بحار الأنوار، ج ٦٧، باب ٥٩، ص ٣٢٣) مؤمن بين دو خوف زندگى مىكند: خوف از گذشته و خوف از آينده، و با مرگ نفس، زندگى قلب شروع مىشود و با زندگى دل، آدمى به استقامت و پايدارى مىرسد. هركس خداوند را با ميزان خوف و رجا عبادت كند گمراه نمىشود و به آرزوهاى خود مىرسد. بنده چگونه نترسد در حالى كه نمىداند نامه، عملش چگونه پايان خواهد گرفت، او عملى ندارد تا به آن توسل جويد يا شايسته استحقاق گردد، او توانايى ندارد كارى انجام دهد يا فرار كند. چگونه اميدوار نباشد كسى كه خود را عاجز مىنگرد و او ميان درياهايى از نعمتهاى معنوى و مادى خداوند غرق شده و نمىتواند آنها را به شمارش در آورد، پس بنده محب، خداوند را به اميدوارى عبادت مىكند و با چشمان بيدار متوجه اعمال خود است و زاهد هم خداوند را به خوف پرستش مىكند.
[٢]. ولى ما جز به اندازه معيّن آن را نازل نمىكنيم. (حجر، آيه ٢١)
[٣]. البته بايد توجه داشت، همه تبعيضهايى را كه انسان مشاهده مىكند مبتنى بر مصالحى است كه شايد ما از فهم آنها عاجز باشيم؛ ولى چون مصلحت است خداوند همين تبعيض را هم به موجب صريح قرآن كريم به خود نسبت مىدهد.
[٤]. قصص، آيه ٧٦.
[٥]. قالَ: (إِنَّما أُوتيتُهُ عَلى عِلْمٍ عِنْدى أَ وَ لَمْ يَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَهْلَكَ مِنْ قَبْلِهِ مِنَ الْقُرُونِ مَنْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُ قُوَّهً وَ أَكْثَرُ جَمْعاً وَ لا يُسْئَلُ عَنْ ذُنُوبِهِمُ الْمُجْرِمُونَ). (قصص: ٧٨) [قارون] گفت: «اين ثروت رابه وسيله دانشى كه نزد من است به دست آوردهام!» آيا او نمىدانست كه خداوند اقوامى را پيش از او هلاك كرد كه نيرومندتر و ثروتمندتر از او بودند؟! [و هنگامى كه عذاب الهى فرا رسد،] مجرمان از گناهانشان سؤال نمىشوند [بلكه مستقيما به دوزخ روند].