اخلاق فاضل - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٤٥ - درس هجدهم رابطه علم و عمل با نفس
در حقيقت ما گرفتار نفس حرون و چموش هستيم كه حاضر به اطاعت نيست.
قرآن كريم نيز درباره اين موضوع هشدار داده و با تعبير بسيار جالبى تنبّه مىدهد:
(إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَهٌ بِالسُّوء). [١]
اين آيه شريفه اهمّيت مطلب را با سه نوع تأكيد بيان مىكند: «إِنَّ»، «لام تأكيد» و «صيغه مبالغه».
اين حال آنچه مىتواند بشر را در مقابل نفس اماره به عنوان قائد و سائق نجات دهد، همراهى علم و عمل است. علم به تنهايى نمىتواند انسان را به جايى برساند.
چه بسا همين علوم- هرچند علوم اسلامى و معارف دينى بوده و در مراتب و سطوح عالى باشند- يك نوع خودخواهى و منيّت و غرور را براى انسان ايجاد مىكند؛ به طورى كه انسان به ترك تقوا و عمل صحيح وادار شود! [٢] از اين رو خيلى
[١]. نفس سركش بسيار به بدىها امر مىكند. (يوسف، آيه ٥٣)
علماى اخلاق براى نفس انسان كه شامل احساسات و غرائز و عواطف است بنابر آنچه در قرآن مجيد به آنها اشاره شده است، سه مرحله ذكر مىكنندكه نفس امّاره اولين آنها است. نفس اماره نفس سر كش است كه انسان را به گناه فرمان داده و به هر سو مىكشاند و آنقدر خواهش خود را تكرار مىكند تا انسان را گرفتار كند؛ لذا به آن امّاره مىگويند. در اين مرحله هنوز عقل و ايمان آن قدرت را نيافته كه نفس سركش را مهار كرده و آن را رام كند؛ بلكه در بسيارى از موارد در برابر او تسليم مىگردد يا اگر بخواهد با اوگلاويز شود، نفس سركش او را به زمين مىزند و شكست مىدهد و همه بدبختيهاى انسان از آن است. نفس امّاره انسان را به سوى زشتىها سوق مىدهد و اگر با عقل و ايمان مهار نشود، انسان يكباره سقوط مىكند.
[٢]. العلم نور يقذفه اللَّه فى قلب من يشاء، حقيقت علم با مقدمات عادى و تحصيل، مطالعه و درس و بحث حاصل نخواهد شد، بلكه به تربيت نفس، تهذيب، صفا و اخلاص احتياج دارد تا نور معرفت با عنايت خداوند وارد قلب شود. يكى از اشتباهات بزرگ مردم عادى اين است كه مقدارى از اصطلاحات و ظواهر و الفاظ علوم را ياد گرفته و اين ظواهر و الفاظ براى آنان بزرگترين حجاب و مانع مىشود و تصور مىكنند كه به معرفت و علم رسيدهاند، در صورتى كه قدمى از مرحله جهل فراتر نگذاشتهاند و تنها محجوبيّتشان بيشتر شده است. اين است كه برخى از بزرگان گفتهاند: علم حجاب اكبر است. پس حصول علوم رسمى و مباحث مربوط به موضوعات مادى يا به دست آوردن علوم عقلى، هيچ گونه مربوط به حقيقت معارف الهى نخواهد بود، بلكه اين علوم موجب اشتباه، تحير و گمراهى بوده و مانع از حقيقت معارف نيز خواهد شد. آرى، اگر اين علوم به نيت خالص و با تهذيب نفس تحصيل شود، بهترين كمك و قوىترين مؤيد براى رسيدن به كمال است.