اخلاق فاضل - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٧٥ - درس بيست وچهارم نتيجه اعتماد به خداوند
بسيار مطلوبى زندگى مىكنند! در حالى كه اگر به عمق زندگى و مشكلات واقعى آنان پى ببرد، خواهد گفت: چه بهتر كه ما داراى چنين زندگى سخت و طاقتفرسايى نيستيم.
انسان ظاهر و باطن زندگى خودش را با هم ملاحظه مىكند؛ امّا در مورد ديگران فقط ظاهر را مىبيند و نمىداند كه پشت اين ظاهر و در عمق و باطن اين چهره شاداب و با نشاط كه هيچ اثرى از گرفتاريها در آن پيدا نيست، چه مشكلاتى گريبان آن بيچارهها را گرفته است.
اين حوادث و مرگهاى ناگهانى كه براى جوانان پيش مىآيد، كسالتها و بيماريهاى صعب العلاج يا خداى ناكرده غير قابل درمان؛ كه حتّى براى ثروتمندان- كه از نظر امكانات مادى دستشان باز است- پيش مىآيد؛ بايد ما را به اين نكته رهنمون سازد كه حقيقت، آن چيزى نيست كه او درباره ديگران تصور مىكند!
از اين رو فرمايش حضرت امام مجتبى (ع) اشاره به اين داردكه وقتى خداوند حكيم شرايط و وضعيتى را براى كسى انتخاب كرد و از طرفى هم او را بر خلاف مصالح، تحت فشار قرار نمىدهد، انسان بايد به شرايط موجود زندگى فردىاش كاملًا راضى باشد. [١]
سيره بزرگان دين نيز چنين بوده است، كسى كه در آستانه شهادت و در قتلگاه است و با شهادت جز زمان اندكى فاصله ندارد مىفرمايد:
«صبراً على قضائك لا اله سواك يا غياث المستغيثين مالى رب سواك و لا معبود غيرك صبراً على حلمك
...» [٢] با
[١]. عَنْ أَبِىالْجَارُودِ عَنْ أَبِىجَعْفَرٍ (ع) فِى قَوْلِ اللَّهِ: (فَلا وَ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا فِى أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْلِيماً). قَالَ: التَّسْلِيمُ الرِّضَا وَ الْقُنُوعُ بِقَضَائِه. (بحار الأنوار، ج ٢، باب ٢٦، ص ٢٠٤) حضرت باقر (ع) در تفسير آيه ٦٥ سوره نسا مىفرمايد: مراد از: (وَ يُسَلِّمُوا تَسْلِيماً) تسليم و فرمانبرى در شئون زندگى و كارها است.
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ عليه و آله التحيه و التسليم: الْإِيمَانُ فِى عَشَرَهٍ: الْمَعْرِفَهِ وَ الطَّاعَهِ وَ الْعِلْمِ وَ الْعَمَلِ وَالْوَرَعِ وَ الِاجْتِهَادِ وَ الصَّبْرِ وَ الْيَقِينِ وَ الرِّضَا وَ التَّسْلِيمِ فَأَيَّهَا فَقَدَ صَاحِبُهُ بَطَلَ نِظَامُه (بحارالأنوار، ج ٦٦، باب ٣٢، ص ١٧٥) رسول خدا (ص) فرمود: ايمان ده بخش است: شناخت، اطاعت، علم، عمل، پرهيزكارى، عبادت، صبر، يقين، رضا و تسليم هر كدام از آنها نباشد رشته از هم گسيخته مىگردد.
[٢]. مقتل الحسين (ع) مقرّم، ص ٢٨٣.