اخلاق فاضل - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٣٥ - درس سى و سوم عمل به قرآن
اهميت تلقى مىكند.
نكته ديگر اينكه «غيبت»، «بدبينى» مىآفريند، پيوندهاى اجتماعى را سست مىكند، سرمايه اعتماد را از بين مىبرد و پايههاى تعاون و همكارى را متزلزل مىسازد. مىدانيم اسلام براى مسأله وحدت و يكپارچگى جامعه اسلامى و انسجام و استحكام آن اهميت فوق العادهاى قائل شده است و هر چيزى كه اين وحدت را تحكيم كند مورد علاقه اسلام است و هر چه آن را تضعيف كند منفور است و غيبت يكى از عوامل مهم تضعيف است.
گذشته از اينها «غيبت» بذر كينه و عداوت را در دلها مىنشاند و گاه سرچشمه نزاعهاى خونين و قتل و كشتار مىگردد. خلاصه اينكه اگر در اسلام غيبت به عنوان يكى از بزرگترين گناهان كبيره شمرده شده به خاطر آثار سوء فردى و اجتماعى آن است.
در روايات اسلامى تعبيرات بسيار تكان دهندهاى در اين زمينه ديده مىشود كه نمونهاى از آن را ذيلًا مىآوريم: پيامبر گرامى اسلام (ص) فرمود: إِنَّ الدِّرْهَمَ يُصِيبُهُ الرَّجُلُ مِنَ الرِّبَا أَعْظَمُ عِنْدَ اللَّهِ فِى الْخَطِيئَهِ مِنْ سِتٍّ وَ ثَلَاثِينَ زَنْيَهً يَزْنِيهَا الرَّجُلُ وَ إِنَّ أَرْبَى الرِّبَا عِرْضُ الرَّجُلِ الْمُسْلِمِ!: «درهمى كه انسان از ربا به دست مىآورد گناهش نزد خدا از سى و شش زنا بزرگتر است و مهمتر از هر ربا آبروى مسلمان است»! (بحار الأنوار، ج ٧٢، باب ٦٦، ص ٢٢٠). اين مقايسه به خاطر آن است كه «زنا» هر اندازه قبيح و زشت است جنبه «حق اللَّه» دارد ولى رباخوارى و از آن بدتر ريختن آبروى مردم از طريق غيبت يا غير آن، جنبه «حق الناس» دارد. در حديث ديگرى آمده است كه خداوند به موسى وحى فرستاد: «مَنْ مَاتَ تَائِباً مِنَ الْغِيبَهِ فَهُوَ آخِرُ مَنْ يَدْخُلُ الْجَنَّهَ وَ مَنْ مَاتَ وَ هُوَ مُصِرٌّ عَلَيْهَا فَهُوَ أَوَّلُ مَنْ يَدْخُلُ النَّار!»؛ كسى كه بميرد در حالى كه از غيبت توبه كرده باشد آخرين كسى است كه وارد بهشت مىشود و كسى كه بميرد در حالى كه اصرار بر آن داشته باشد اولين كسى است كه وارد دوزخ مىگردد. (إرشاد القلوب، ج ١، باب ٥٢، ص ١٨٧) و نيز در حديثى از پيامبر گرامى اسلام (ص) مىخوانيم:
«الْغِيبَهُ أَسْرَعُ فِى دِينِ الرَّجُلِ الْمُسْلِمِ مِنَ الْأَكِلَهِ فِى جَوْفِه»
؛ تأثير غيبت در دين مسلمان از خوره در جسم او سريعتر است. (كافى، ج ٢، ص ٣٥٦) اين تشبيه نشان مىدهد كه غيبت همانند خوره كه گوشت تن را مىخورد و متلاشى مىكند به سرعت، ايمان انسان را بر باد مىدهد و با توجه به اينكه انگيزههاى غيبت امورى همچون: حسد، تكبر، بخل، كينهتوزى، انحصارطلبى و مانند اين صفات زشت و نكوهيده است روشن مىشود كه چرا غيبت و از بين بردن آبرو و احترام مسلمانان اين چنين ايمان انسان را بر باد مىدهد. روايات در اين زمينه در منابع اسلامى بسيار زياد است. امام صادق (ع) مىفرمايد:
«مَنْ رَوَى عَلَى مُؤْمِنٍ رِوَايَهً يُرِيدُ بِهَا شَيْنَهُ- وَ هَدْمَ مُرُوَّتِهِ لِيَسْقُطَ مِنْ أَعْيُنِ النَّاسِ- أَخْرَجَهُ اللَّهُ مِنْ وَلَايَتِهِ إِلَى وَلَايَهِ الشَّيْطَانِ فَلَا يَقْبَلُهُ الشَّيْطَان»
؛ كسى كه به منظور عيبجويى و ريختن آبروى مؤمنى سخنى نقل كند تا او را از نظر مردم بيندازد، خداوند او را از ولايت خودش بيرون كرده و به سوى ولايت شيطان مىفرستد و شيطان هم او را نمىپذيرد. (بحارالأنوار، ج ٧٢، باب ٥٧، ص ١٤٧) تمام اين تأكيدات و عبارات تكان دهنده به خاطر اهميت فوق العادهاى است كه اسلام براى حفظ آبرو و حيثيت اجتماعى مؤمنان قائل است و نيز به خاطر تأثير مخربى است كه غيبت در وحدت جامعه و اعتماد متقابل و پيوند دلها دارد. و از آن بدتر اينكه غيبت عاملى است براى دامن زدن به آتش كينه و عداوت و دشمنى و نفاق و اشاعه فحشا در سطح اجتماع؛ چرا كه وقتى عيوب پنهانى مردم از طريق غيبت آشكار شود اهميت و عظمت گناه از ميان مىرود و آلودگى به آن آسان مىشود. (تفسير نمونه، ج ٢٢، ص ١٨٨)