اخلاق فاضل - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٣٦ - درس سى و سوم عمل به قرآن
مهم آن است كه انسان جايگاه هر چيزى را بشناسد و تشخيص دهد. آيا مسأله غيبت مهمتر است يا يك نظر به نامحرم؟! پس چرا گناهِ نظر به نامحرم اين قدر ميان ما بزرگ و با اهميّت است؛ ولى غيبت چنين اهميتى ندارد؟!
اين روايت نيز در حقيقت ناظر به اين معنا است و مىفرمايد: برخى افراد نسبت به نقل و قرائت كتاب خداوند متعال حساسيت خاصى دارند كه اگر كسى يك اعراب آن را زير و رو كند، داد و فرياد مىكنند؛ امّا وقتى نوبت به عمل به دستورات قرآن در صحنه زندگى مىرسد، در تزاحم منافع زندگى با عمل به قرآن، از عمل به آن سرباز مىزنند و آن را توجيه مىكنند و تا آنجا كه بتوانند به كتاب خداى متعال خيانت مىكنند. مثل رژيم طاغوت كه قرآن را با بهترين خط، بهترين چاپ، بهترين تصحيح و جلد چاپ مىكرد؛ اما تيشه به ريشه قرآن مىزد و مىگفت: روح اسلام آن چيزى است كه من درك مىكنم. اگر طاغوت دو سه سال ديگر مانده بود، يقين داشته باشيد كه يك رساله عمليه هم مىنوشت و مىگفت: مردم بايد طبق اين رساله عمل كنند؛ چراكه من بهتر از روحانيت روح قرآن را درك مىكنم.
حضرت در ادامه مىفرمايد: «فَالْعُلَمَاءُ يَحْزُنُهُمْ تَرْكُ الرِّعَايَهِ وَالْجُهَّالُ يَحْزُنُهُمْ حِفْظُ الرِّوَايَهِ»؛ آنچه علما را دچار حزن و اندوه مىكند آن است كه قرآن كمتر رعايت شده و كمتر به آن عمل مىشود؛ امَا وقتى به جهّال مراجعه مىكنى ترك «حِفْظُ الرِّوَايَهِ» موجب ناراحتىشان شده و مىگويند: چرا قرآن را حفظ نيستيد؟! چرا زير و زبر آن را درست و آنگونه كه بايد باشد نمىدانيد؟! چرا با قرائت قرآن آن طورى كه نازل شده آشنا نيستند؟! اما نسبت به عمل به قرآن و بىاعتنايى به آن هيچ احساس نگرانى و ناراحتى نمىكنند.
در حقيقت اين علما هستند كه موقعيت قرآن را درك مىكنند. آنان مىدانند كه اين كتاب، كتاب عمل است؛ كتابى است كه بايد در شئون مختلف زندگى از آن استفاده