اخلاق فاضل - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٣٧ - درس سى و سوم عمل به قرآن
كرد؛ كتابى است كه در پرتو آن همه گمراهان عالَم، داخل وادى نور مىشوند. [١] دشمنان اسلام اين مطلب را خوب فهميدهاند؛ به همين دليل براى مبارزه با اسلام، توجه به ظاهر قرآن را تقويت مىكنند و مسلمانان را از توجه به باطن قرآن باز مىدارند. آنان با خود مىگويند: اگر بخواهيم بر مسلمانان سيطره پيدا كنيم، بايد قرآن را از ميانشان به حاشيه ببريم، نه اينكه چاپ آن را متوقف كنيم؛ لذا شما مىبينيد كه تعداد چاپ قرآن واقعاً زياد است. سعودى، يك ميليون قرآن چاپ مىكند و به آذربايجان و شوروى مىفرستد؛ ولى در همين زمان، مفتى آنها فتوا مىدهد «أَنَ الشيعَهَ مُرتَدٌّ»؛ جايز نيست كسى از قصاب شيعه گوشت بخرد و ذبيحه آنها حلال نيست، بلكه بالاتر از اين، بعضى از فضلاى عربستان سعودى جزوهاى را براى من آوردهاند [٢] كه در دبيرستانهاى آنها تدريس مىشد و اسمش را «التوحيد» گذاشته بودند. در آن نوشته شده بود: دو جور شرك داريم؛ شرك اكبر و شرك اصغر. شرك اكبر شركى است كه شيعيان به آن مبتلا هستند. كه براى على و اولاد على: موقعيت خاصّى قائلاند و در نتيجه آنها را در رديف خداوند قرار داده و در مواقع و مواقف خاصّ و حساس آنها را مىخوانند و به درگاهشان التجا و تضرع مىكنند. [٣]
[١]. (قَدْ جَاءَكُم مِّنَ اللَّهِ نُورٌ وَ كِتَابٌ مُّبِين يَهْدِى بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلَمِ وَ يُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَ يَهْدِيهِمْ إِلى صرَاطٍ مُّسْتَقِيم). (مائده، آيه ١٥ و ١٦) همانا از جانب خدا براى (هدايت) شما نورى (عظيم) و كتابى آشكار آمد. كتابى كه خدا بوسيله آن پيروان خوشنودى خويش را به راههاى سلامت هدايت مىكند، و آنان را به اذن خود از ظلمتها به سوى نور خارج ساخته و به سوى صراط مستقيم هدايت مىكند.
[٢]. عَنِ الصَّادِقِ (ع): إِنَّ اللَّهَ بَعَثَ مُحَمَّداً فَخَتَمَ بِهِ الْأَنْبِيَاءَ فَلَا نَبِى بَعْدَهُ وَ أَنْزَلَ عَلَيْهِ كِتَاباً فَخَتَمَ بِهِ الْكُتُبَ فَلَا كِتَابَ بَعْدَه- إِلَى أَنْ قَالَ-: فَجَعَلَهُ النَّبِى عَلَماً بَاقِياً فِى أَوْصِيَائِهِ فَتَرَكَهُمُ النَّاسُ وَ هُمُ الشُّهَدَاءُ عَلَى أَهْلِ كُلِّ زَمَانٍ حَتَّى عَانَدُوامَنْ أَظْهَرَ وِلَايَهَ وُلَاهِ الْأَمْرِ وَ طَلَبَ عُلُومَهُمْ وَ ذَلِكَ أَنَّهُمْ ضَرَبُوا الْقُرْآنَ بَعْضَهُ بِبَعْض ... وَ لَمْ يَعْرِفُوا مَوَارِدَهُ وَ مَصَادِرَهُ إِذْ لَمْ يَأْخُذُوهُ عَنْ أَهْلِهِ فَضَلُّوا وَ أَضَلُّوا. (وسائلالشيعه، ج ٢٧، ص ٢٠١)
[٣]. فرقه «وهّابيّت» اظهار مىدارند كه هر كس، غير خدا را بخواند، مشرك مىشود؛ زيرا خداوند فرموده است: «فَلا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَداً»، بنا بر اين كسانى كه در حال توسّل، اولياى خدا را صدا مىزنند، مشركند! امّا اين آيه: «وَ لا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ كُلُّ شَىْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ لَهُ الْحُكْمُ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ» (قصص: آيه ٨٨) توضيح مىدهد كه مشرك، كسى است كه غير خدا را به عنوان خداى ديگر بخواند: «لا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ» و ناگفته پيدا است كه شيعيان هيچ مقامى را به عنوان خدا صدا نمىزنند، بلكه به عنوان كسى كه نزد خداوند آبرو دارد او را صدا مىزنند، آن هم آبرويى كه از طرف خداوند به او داده شده است، مانند انبيا و اولياى الهى، نه هر شفيع و آبرومند موهومى؛ زيرا بتپرستان نيز در دنياى خيال خود تصوّر مىكردند كه بتها در درگاه خداوند آبرومند هستند. در اين آيه، شركزدايى با عبارات مختلفى بيان شده است:
الف- خداى ديگرى را با «اللَّه» مخوانيد. ب- معبودى جز اللَّه نيست. ج- همه چيز جز او نابود شدنى است. د- حاكميّت، تنها از آن اوست. ه- تنها به سوى او باز مىگرديد.
پادشاه كشور سعودى هر سال روز عيد قربان علماى فرقههاى اسلامى را ميهمان مىكند. در يكى از سالها علّامه سيّد شرف الدين جبل عاملى (از علماى برجسته لبنانى) به مهمانى دعوت مىشود. علّامه همين كه وارد جلسه شد، قرآنى را كه جلد چرمى داشت به شاه هديه كرد. شاه آن را گرفت و بوسيد. علّامه گفت: تو مشرك هستى! شاه ناراحت شد كه چرا چنين تهمتى مىزنى؟ علّامه گفت: چون شما چرمى را بوسيدى كه پوست حيوان است و احترام به پوست حيوان شرك است! شاه گفت: من هر پوستى را نمىبوسم، كفش من هم از چرم و پوست حيوان است؛ ولى هرگز آن را نمىبوسم، اين قطعه چرم، جلد قرآن قرار گرفته است براى همين آن را بوسيدم. علّامه فرمود: ما نيز هر آهنى را نمىبوسيم، آهنى را مىبوسيم كه صندوق يا ضريح و درب و پنجره قبر پيامبر يا امامان معصوم: باشد. آرى! شرك آن است كه ما كسى يا چيزى را در برابر خدا عَلم كنيم و براى او قدرتى مستقلّ قائل شويم، در حالى كه شيعه قدرت اولياى خدا را مستقل نمىداند، بلكه قدرتى وابسته به قدرت الهى مىداند و اگر گنبد و بارگاهى مىسازد بهخاطر آن است كه به مردم اعلام كند در اين جا مردى از اهل توحيد دفن شده است. كسى كه در اينجا دفن شده در راه خدا شهيد گشته و فدا و فناى توحيد شده است. پس گنبد و بارگاه، يعنى مركزى كه زير آن فرياد توحيد بلند است، نه مركزى در برابر مسجد. امام رضا (ع) فرمودند: «وجه اللَّه» پيامبر خدا و حجّتهاى او در زمين هستند كه به وسيله آنان به خداوند، دين و معرفت او توجّه مىشود. در دعاى ندبه درباره امام زمان (ع) مىخوانيم: «أين وجه الله الذى يؤتى» و نيز مىخوانيم: «أين وجه الذى يتوجه الاولياء».