اخلاق فاضل - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٤٥ - درس سى و پنجم خير كثير؛ «زهراى اطهر (س)»
الْأَبْتَرُ) مرتبط است و در رابطه با بقاى نسل و ذريّه طاهره رسول خدا (ص) است.
همچنانكه كه (فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَ انْحَر) نيز بر همين معنا دلالت مىكند، زيرا در مقابل هديه خداوند متعال كه اعطاى كوثر است دو تكليف متوجّه شخص رسول اكرم (ص) مىشود؛ اوّلًا: بايد به خاطر اين عطيّه الهى، نيايش و سپاس گزارى داشته باشد و ثانياً: عبادت عملى به تنهايى كفايت نمىكند؛ بلكه بايدگذشت مالى هم داشته باشد.
معمولًا در عبادات يكى از اين دو جهت وجود دارد: بعضى از عبادات، منحصر به جنبه مالى است؛ مثل: زكات و خمس و مانند اينها، و برخى از عبادات، مركب از دو جهت است؛ يعنى هم به عمل و هم به بذل مال نياز دارد؛ مانند: حجّ و ....
خصوصيّت اين آيه اقتضا مىكند با توجه به اينكه (إِنَّ شانِئَكَ) مختص به رسول اكرم (ص) بوده و ايشان مورد شِيْن واقع مىشده، «فَصَلِّ لِرَبِّكَ» هم چيزى در رابطه با شخص رسول خدا (ص) در برابر آن هديه الهى باشد كه بايد هم ستايش و نيايش و هم بذل مال انجام پذيرد.
يكى از احتمالات ضعيفى كه درباره «وَ انْحَر» داده شده اين است كه در نماز دستش را تا محاذى نحر و بالاى سينه و پايين گردنش بالا ببردكه اين صرفِ احتمال است.
ظاهر اين آيه روشن است و اينها قرينه مىشود بر اينكه مسأله كوثر درباره شخص رسول اكرم (ص) است.
نكته قابل توجهى كه در اين آيه وجود دارد، تعبير از صديقه كبرى فاطمه زهرا (س) به كوثر است. [١]
[١]. «كوثر» يك معناى جامع و وسيع دارد و آن «خير كثير و فراوان» است و مصاديق آن زياد است؛ ولى بسيارى از بزرگان علماى شيعه روشنترين مصداق آن را وجود مبارك «فاطمه زهرا (س)» دانستهاند؛ چرا كه با توجه به شأن نزول آيه كه در متن بيان شد، استنباط مىشود كه اين «خير كثير» همان فاطمه زهرا (س) است؛ زيرا نسل و ذريه پيامبر (ص) به وسيله همين دختر گرامى در جهان انتشار يافت، نسلى كه نه تنها فرزندان جسمانى پيامبر بودند، بلكه آيين او و تمام ارزشهاى اسلام را حفظ كردند و به آيندگان ابلاغ كردند، نه تنها امامان معصوم: كه جايگاهى ويژه دارند، بلكه هزاران هزار از فرزندان فاطمه عليها سلام در سراسر جهان پخش شدند كه در ميان آنان علماى بزرگ و نويسندگان و فقها و محدثان و مفسران والا مقام و فرماندهان عظيمى بودند كه با ايثار و فداكارى در حفظ آيين اسلام كوشيدهاند.
در اينجا به بحث جالبى از فخر رازى برخورد مىكنيم كه در ضمن تفسيرهاى مختلف «كوثر» مىگويد: قول سوم اين است كه اين سوره به عنوان رد بر كسانى نازل شده كه عدم وجود اولاد را بر پيامبر اكرم (ص) خرده مىگرفتند؛ از اينرو معناى سوره اين است كه خداوند به او نسلى مىدهد كه در طول زمان باقى مىماند، ببينيد چه اندازه از اهل بيت را شهيد كردند! در عين حال جهان مملو از آنها است، اين در حالى است كه از بنى اميه كه دشمنان اسلام بودند شخص قابل ذكرى در دنيا باقى نماند.