اخلاق فاضل - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٨٦ - درس نهم بلايا و خوشى ها
شايد اين اشكال به ذهن شما برسد كه وقتى اراده تكوينى خداوند متعال به چيزى تعلق گرفت، آن چيز لامحاله بايد تحقق پيدا كند وديگر تفكيك اراده از مراد، محقّق نخواهد شد!
در پاسخ مىتوان گفت: نكتهاى كه هم در اين روايت و هم درآيه تطهير وجود دارد، اين است كه فعل اهل بيت (ع) و فعل من و شما متعلق اراده تكوينيه خداوند نيست؛ بلكه آنچه متعلَّق اراده تكوينيه خداوند متعال است، عمل خود خداوند است.
آيه شريفه نمىفرمايد: «يُريدُ اللَّهُ لِيَذْهَبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ»، بلكه مىفرمايد: (لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ)، «اذْهابْ»، فعل الهى است و در (يُطَهِّرَكُمْ)، اين «مطهِّريت»، عملِ خود خداوند است.
اراده تكوينى، به فعل الهى تعلق گرفته است، نه اينكه به نماز خواندن من تعلق گرفته باشد؛ چراكه اگر اراده تكوينيه به نماز خواندن من متعلّق شد، من ديگر قدرت ترك نماز را نخواهم داشت. [١] والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته
[١]. نكته ديگرى كه بايد به دقت متوجه آن بود اين است كه اراده تكوينى كه به معناى خلقت و آفرينش است در اينجا به معناى مقتضى است نه علت تامه تا موجب جبر و سلب اختيار گردد.
توضيح اينكه: مقام عصمت به معناى يك حالت تقواى الهى است كه به امداد پروردگار در پيامبران و امامان ايجاد مىشود اما با وجود اين حالت، چنان نيست كه آنان نتوانند گناه كنند؛ بلكه قدرت اين كار را دارند و با اختيار خود از گناه چشم مىپوشند؛ درست همانند يك طبيب بسيار آگاه كه هرگز يك ماده بسيار سمى را كه خطرات جدى آن را مىداند نمىخورد با اينكه قدرت بر اين كار دارد؛ اما آگاهيها و مبادى فكرى و روحى او سبب مىشود كه با ميل و اراده خود از اين كار چشم بپوشد.
اين نكته نيز لازم به يادآورى است كه اين تقواى الهى موهبت ويژهاى است كه به پيامبران داده شد نه به ديگران، ولى بايد توجه داشت كه خداوند اين امتياز را به خاطر مسئوليت سنگين رهبرى به ايشان داده است؛ بنابراين امتيازى است كه بهره آن عايد همگان مىشود و اين عين عدالت است؛ درست مانند امتياز خاصى است كه خداوند به سلولهاى چشم داده كه تمام بدن از آن بهره مىگيرد، از اين گذشته به همان نسبت كه پيامبران امتياز دارند و مشمول مواهب الهى هستند مسئوليتشان نيز سنگين است و ترك اولاى آنان معادل گناه بزرگ افراد عادى است و اين مشخصكننده خط عدالت است. نتيجه اينكه: اين اراده يك اراده تكوينى است در حد يك مقتضى (نه علت تامه) و در عين حال نه موجب جبر است و نه سلب مزيت و افتخار. (همان) ر. ك: كتابهاى ديگر مانند كتاب: چهرههاى درخشان در آيه تطهير، نوشته حضرت آيه الله العظمى فاضل لنكرانى.