اخلاق فاضل - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٨٥ - درس نهم بلايا و خوشى ها
و تعالى است و مانند امور تكوينى ديگر از محدوده اسباب و مسببات بيرون نيست.
مراد از كلمه «اراده» و اين سنخ تعبيرات، اراده تكوينى است؛ چراكه معناى اراده تشريعى، جعل و تشريع نفس احكام و مقررات است؛ به همين جهت از آنها به اراده تشريعى تعبير مىكنند.
اگر گفتيم: «أَرادَ اللهُ مِنّا بِالصَّلاه» در اراده تشريعيه خداوند، غير از نفس تشريع و احكام چيز ديگرى نيست، ولذا «أَرادَ اللهُ مِنّا بِالصَّلاه» يعنى: «خاطَبَنا بِقُولِهِ تَعالى: أَقيموُا الصَّلاه و أَوجَبَ عَلَيْنا الصَّلاه». چنين نيست كه يك «أَقيموُا الصَّلاه» داشته باشيم و يك اراده تشريعى هم كنار آن داشته باشيم.
اما اراده مطرح شده در اين روايت مانند اراده اى است كه در آيه تطهير مطرح شده است:
(إِنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيراً). [١]
بىشك منظور از اراده در اين آيه، اراده تكوينيه است و الّا در اراده تشريعيه هيچ فرقى ميان اهلبيت (ع) و ديگران وجود ندارد. [٢] اراده تكوينيه به اذهاب رجس و به تطهير آنها تعلّق گرفته است.
[١]. خداوند فقط مىخواهد پليدى و گناه را از شما اهل بيت دور كند و كاملًا شما را پاك سازد. (أحزاب، آيه ٣٣)
[٢]. آيا اراده الهى در اينجا تكوينى است يا تشريعى؟
منظور از اراده تشريعى همان اوامر و نواهى الهى است؛ به عنوان مثال، خداوند از ما نماز، روزه، حج و جهاد خواسته است كه اين، اراده تشريعى است. معلوم است كه اراده تشريعى به افعال ما تعلق مىگيرد نه افعال خداوند؛ در حالى كه در آيه فوق، متعلق اين اراده، افعال خدا است، مىگويد: خدا اراده كرده است كه پليدى را از شما ببرد؛ بنا بر اين چنين ارادهاى بايد تكوينى و مربوط به خواست خداوند در عالم تكوين باشد. افزون بر اين، مسأله اراده تشريعى نسبت به پاكى و تقوا، انحصار به اهلبيت: ندارد؛ زيرا خدا به همه دستور داده است پاك و با تقوا باشند و اين مزيتى براى آنان نخواهد بود؛ زيرا همه مكلفان مشمول اين فرمان هستند.
اين نيز مسلم است كه رجس در اينجا به معناى پليدى ظاهرى نمىباشد؛ بلكه اشاره به پليديهاى باطنى است و اطلاق اين كلمه هرگونه انحصار و محدوديت را در شرك و كفر و اعمال منافى عفت و مانند آن نفى مىكند و همه گناهان و آلودگيهاى عقيدتى و اخلاقى و عملى را شامل مىشود. (تفسير نمونه، ج ١٧، ص: ٣٠٣)