اخلاق فاضل - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٥٨ - درس پنجم ايصال به خواسته هاى دنيوى و اخروى
اين ادعا مىخواست بگويد: اموال من به خداى متعال هيچ ربطى ندارد، من خودم راه كسب اين ثروت را مىدانستم و به آن وسيله اين اموال را به دست آورده ام!
بر طبق صريح قرآن كريم، خداوند اين تبعيضهايى را كه گاه ملاحظه مىشود به خودش نسبت مىدهد و مىفرمايد: (نَحْنُ قَسَمْنا بَيْنَهُمْ مَعيشَتَهُمْ فِى الْحَياهِ الدُّنْيا) [١] بنابراين حتماً داراى مصلحتى است كه خود او آن را مىداند. اين طور نيست كه اگر كسى رزق و معيشت پائينترى دارد، مورد عنايت خداوند نيست و در مقابل اگر به كسى مانند قارون رزق فراوانى تعلّق گرفت، مورد عنايت خداوند واقع شده است.
حال اگر كسى به اين معنا توجه داشته باشد كه همه خزائن آسمان و زمين در دست قدرت حكيمى على الاطلاق است كه با هيچ كس غرضورزى و حب و بغض شخصى ندارد و طبعاً بر اساس مصالح واقعيه اقدام مىكند، آيا چنين شخصى مىتواند رضايت به قضاى الهى نداشته باشد؟ اين قضاى الهى است.
به عنوان مثال، بسيارى از افراد در ميانسالى مىميرند، [٢] عدهاى ديگر در ميانسالى مىميرند و عدهاى هم عمر طولانى مىكنند، [٣] اينها مسائلى است كه به خداوند ارتباط دارد. با فكر و با نقشه و مانند آن تحقق پيدا نمىكند.
البته رضايت به قضاى الهى به اين معنا نيست كه انسان سعى و تلاش خود را از دست بدهد و شب بخوابد و صبح مجتهد از خواب برخيزد، چراكه آن وظايف مطمئناً در جاى خودش محفوظ است، امّا قضاى الهى هم در جاى خودش حاكم است؛ بنابراين انسان بايد حقيقتاً راضى به قضاى خداوند باشد. [٤]
[١]. ما معيشت آنها را در حيات دنيا ميانشان تقسيم كرديم. (زخرف، آيه ٣٢)
[٢]. همانند آيهالله حاج آقا مصطفى خمينى كه شنبه، اول آبان ماه، ١٣٥٦ در سن ٤٧ سالگى دار فانى را وداع گفت.
[٣]. همانند آيهالله العظمى اراكى كه چهارشنبه نهم آذرماه ١٣٧٣ در سن حدود ١٠٣ سالگى دار فانى را وداع گفت.
[٤]. عَنْ أَبِىعَبْدِاللَّهِ (ع) قَال: إِنَّ اللَّهَ بِعَدْلِهِ وَ قِسْطِهِ جَعَلَ الرَّوْحَ وَ الرَّاحَهَ فِى الْيَقِينِ وَ الرِّضَا وَ جَعَلَ الْهَمَّ وَ الْحَزَنَ فِى الشَّكِّ وَ السَّخَط. (تفصيل وسائل الشيعه، ج ١٥، ص ٢٠١) همانا خداوند به عدل و انصاف خود آرامش و راحتى را در يقين و رضا [به قضاى الهى] قرار داد و اندوه و حزن را در شكّ و ناخشنودى [از قضاى الهى] قرار داد.
إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ مَرَّ بِقَوْمٍ فَقَالَ لَهُمْ: مَا أَنْتُمْ؟ فَقَالُوا: مُؤْمِنُونَ فَقَالَ: مَا عَلَامَهُ إِيمَانِكُمْ؟ قَالُوا: نَصْبِرُ عَلَى الْبَلَاءِ وَ نَشْكُرُ عِنْدَ الرَّخَاءِ وَ نَرْضَى بِمَوَاقِعِ الْقَضَاءِ فَقَالَ: مُؤْمِنُونَ بِرَبِّ الْكَعْبَه. (مجموعه ورام، ج ١، ص ٢٢٣) پيامبر خدا (ص) از كنار عدهاى مىگذشتند، از آنها پرسيدند: شما در چه حال هستيد؟ گفتند: در حال ايمان، فرمود: نشانه ايمانتان چيست؟ گفتند: هنگام گرفتارى بردبار و هنگام خوشى سپاسگزاريم و بر آنچه از طرف خدا برسد، راضى هستيم، پيامبر فرمود: به پروردگار كعبه كه شما مؤمن هستيد.
- قال الصادق (ع): ... اصول المعاملات تقع على أربعه أوجه: ... امّا اصول معامله اللَّه فبسبعه اشياء، ... و الرّضا بقضائه و الصّبر على بلائه، ... (مصباح الشريعه، ص ٥٩٨) اركان معامله خلايق با خالق به هفت چيز است: ... راضى شدن به قضا و تقدير و حكم او و صبر و شكيبايى در مقابل ابتلائات و ناراحتيها ....
- وَ أَوْحَى اللَّهُ تَعَالَى إِلَى دَاوُدَ: يَا دَاوُدُ تُرِيدُ وَ أُرِيدُ وَ إِنَّمَا يَكُونُ مَا أُرِيدُ فَإِنْ سَلَّمْتَ لِمَا أُرِيدُ كَفَيْتُكَ مَا تُرِيدُ وَ إِنْ لَمْ تُسَلِّمْ مَا أُرِيدُ أَتْعَبْتُكَ فِيمَا تُرِيدُ ثُمَّ لَا يَكُونُ إِلَّا مَا أُرِيد. (مسكن الفؤاد عند فقد الأحبه و الأولاد، ص ١٢) خداوند متعال به داوود على نبينا آله و عليه السلام وحى فرمود: اى داوود! تو اراده مىكنى و من هم اراده مىكنم و آنچه خواسته و اراده من است به وجود مىآيد، پس اگر در برابر اراده من تسليم شدى خواستهات را كفايت مىكنم و اگر در برابر اراده من تسليم نشوى، تو را در ارادهات به رنج و سختى مىاندازم و آخر هم جز اراده و خواسته من واقع نخواهد شد.
- قَالَ ابوجعفر الباقر ٨: مَنْ صَبَرَ وَ اسْتَرْجَعَ وَ حَمِدَ اللَّهَ عِنْدَ الْمُصِيبَهِ فَقَدْ رَضِى بِمَا صَنَعَ اللَّهُ وَ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ وَ مَنْ لَمْ يَفْعَلْ ذَلِكَ جَرَى عَلَيْهِ الْقَضَاءُ وَ هُوَ ذَمِيمٌ وَ أَحْبَطَ اللَّهُ أَجْرَهُ. (بحار الأنوار، ج ٦٨، باب ٦٢، ص ٥٦) آن كس كه هنگام مصيبت و گرفتارى، صبر و شكيبايى ورزيده و استرجاع كند (و بگويد: انا لله و انا اليه راجعون) و حمد و سپاس الهى نمايد چنين شخصى داراى مقام رضا است به آنچه خداوند داده است و پاداش او بر خدا است و كسى كه چنين نباشد نكوهيده و بدون پاداش است و قضاى الهى هم در حق او جارى خواهد شد، بخواهد يا نخواهد.
- قال أميرالمؤمنين (ع): الرِّضَا بِقَضَاءِ اللَّهِ يُهَوِّنُ عَظِيمَ الرَّزَايَا. (تصنيف غرر الحكم و درر الكلم، ص ١٠٣) خشنودى به قضاى خداوند مصيبتهاى بزرگ را آسان مىكند؛ زيرا كسى كه به قضا ى الهى راضى و خشنود باشد هر مصيبتى اگرچه اعظم مصيبتها كه از جانب خداوند متعال باشد بر او گوارا خواهد بود.
سؤال: آيا دعا با مقام رضا كه از بلندترين مقامات صديقان است منافات دارد؟
جواب: در صورتى با رضا به قضاى الهى منافات دارد كه انگيزه آن حظّ نفسانى باشد؛ ولى اگر نيايشگر عارف بالله باشد و بداند كه هيچ كارى بدون مشيت و خواست وى صورت نمىگيرد و دعاى وى براى امتثال امر الهى در «ادعونى استجب لكم» و امثال آن باشد بدون آن كه مقصودش حظّ نفسانى باشد منافاتى بين دعا و رضا نيست.