اخلاق فاضل - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٥٦ - درس پنجم ايصال به خواسته هاى دنيوى و اخروى
داريم،
اگر خداوند بيمارى را بخواهد ما آن را دوست داريم. اگر خداوند صحّت را بخواهد ما صحّت را مىپسنديم، اگر خداوند فقر را خواست ما فقر را دوست داريم و اگر خدا غنا را بخواهد ما غنا را دوست داريم، نه اين كه اگر خدا صحّت را خواست ما مرض را دوست داشته باشيم و ....
واقعاً كلام عجيبى است! حضرت باقر (ع) بالاترين مرتبه عرفان را به جابر تعليم فرمود.
«رَضِىَ بِقَضَاءِ اللَّهِ
» چنين معناى بالايى دارد؛ يعنى انسان بايد در پيشگاه خداوند تسليم باشد. آنچه را كه خداوند مىخواهد در هر مرتبه و مرحلهاى كه باشد، انسان همان را دوست بدارد و به آن راضى باشد.
رضايت به آنچه خداوند براى انسان تقدير كرده، مستلزم دانستن ومدّ نظر قراردادن چند نكته است:
اوّل اين كه بدانيم كسى كه براى ما تصميم مىگيرد، داراى علم كافى نسبت به مصالح ما است و چيزهايى را از مصالح و مفاسدِ مربوط به ما مىداند كه عقول ناقصه انسان از درك آن عاجز است.
دوّم اين كه تصميم گيرنده داراى قدرت مطلقه و توانايى كامل است، پس آنچه را مصلحت مىداند با قدرت كاملهاى كه دارد مىتواند به اجرا در آورد.
سوّم اين كه چنين تصميم گيرندهاى بخل نورزيده و آنچه را كه به مصلحت ما بوده و ظرف وجودى ما اقتضا مىكرده مقدّر فرموده است.
آرى! اگر نقصى مشاهده مىشود نقص در قابل است نه در فاعل؛ به طورى كه با تأمّل و تفكّر در برخى از آيات درمىيابيم كه دستگاه الهى دستگاهى والاتر و بالاتر از آن چيزى است كه ما با عقول ناقص و ذهنهاى محدود خودمان تصور مىكنيم.
به طور مثال خداوند متعال در اين آيه شريفه (وَ إِنْ مِنْ شَىْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ) [١]- كه بحث تفسيرى مفصّلى هم دارد- مىفرمايد: هيچ چيزى نيست مگر اين كه گنجينههاى آن پيش ما است، معلوم مىشود براى هر چيز چندين گنجينه وجود دارد نه يك گنجينه وآن هم نزد خداى متعال است.
اين رزقى كه خداوند به من و شما عنايت كرده، علمى كه خداوند به من و شما
[١]. حجر، آيه ٢١.