اخلاق فاضل - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٧٨ - درس هشتم رابطه خشيّت و علم
رواياتى هم كه ذيل اين آيه وارد شده مؤيد اين است كه آن علمى كه با خشيت- كه
يك مقام بسيار بلندى است- تناسبت دارد علوم اسلامى و علوم حوزوى است. [١] يكى از رواياتى كه در ذيل اين آيه شريفه وارد شده و احتياج به دقت و تأمل دارد اين روايت است كه به طور خلاصه آن را عرض مىكنم:
قَالَ الصَّادِقُ (ع): «الْخَشْيَهُ مِيرَاثُ الْعِلْمِ وَ الْعِلْمُ شُعَاعُ الْمَعْرِفَهِ وَقَلْبُ الْإِيمَانِ وَمَنْ حُرِمَ الْخَشْيَهَ لَا يَكُونُ عَالِماً وَإِن شَقَّ الشَّعْرَ فِى مُتَشَابِهَاتِ الْعِلْمِ قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ: (إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ). [٢]
حضرت مىفرمايند: ميراث، محصول و ما ترك علم، عبارت است از خشيت و بيم از خداوند؛ و علم، عبارت است از پرتويى از معرفت خداوند تبارك و تعالى و علم قلب، مركز و محور ايمان است و اگر كسى خداى ناكرده از خشيت خداوند متعال محروم شد، چنين كسى از ديدگاه اسلام- هرچند در حلّ مسائل و مشكلات علمى موشكافى زيادى داشته باشد [٣]- عالم نيست. چرا؟! چون «قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ: (إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ).
يعنى اگر، خداى ناكرده، خشيت نباشد، اين علم و عالم، آنچه مورد توجه قرآن است نخواهد بود، حتى اگر اهل دقّت باشد و مشكلات علوم را كاملًا تحليل و رفع اشكال كند.
[١]. ر. ك: تفسير قمى، البرهان، كنزالدقائق، شواهد التنزيل و نور الثقلين.
[٢]. خوف و ترس (از عذاب و كيفر خداى تعالى) ارث علم و دانش است (عالم و دانشمند حقيقى از عذاب خداى عزّ و جلّ بيمناك است؛ از اين رو سخنى بر خلاف حقّ و راستى نگفته و نمىنويسد) و علم و دانش روشنايى معرفت و شناسايى (خداى تعالى) و دل ايمان و گرويدن است (به وسيله علم، خداى تعالى را مىتوان شناخت و به او ايمان آورد و از عذاب و كيفرش ترسيد) و كسى كه از خوف و ترس محروم و بىبهره شد (از عذاب خدا خوف ندارد) عالم و دانشمند [حقيقى] نيست و اگر چه در متشابهات و سخنان مانند هم كه معانى آنها بر همه معلوم نيست موشكاف (و در همه چيز علم و دانش و باريكبينى داشته) باشد [زيرا] خداى توانا و بزرگ فرموده: (إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ)؛ جز اين نيست كه از بندگان [گوناگون] خداوند تنها علما و دانايان مىترسند (زيرا ايشان خداى تعالى را به عظمت و بزرگى مىشناسند، و هر كس معرفت و شناسايىاش درباره خداى عزّ وجلّ بيشتر است خوف و ترسش افزونتر خواهد بود. (بحارالأنوار، ج ٢، باب ١١، ص: ٤٥)
[٣]. «شَقَّ الشَّعْرَ»؛ تعبير به موشكافى، تعبيرى است كه دراين روايت هم وجود دارد.