اخلاق فاضل - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٣١ - درس پنجاه و پنجم انتظار جامعه از روحانيت
در آن روز يك جواب سلام را دير مىداديم مشكلى پيش نمىآمد؛ اگر امروز جواب سلام را دير بدهيم طور ديگرى تفسير مىشود.
امروز اگر اندكى- هر چند به اندازه سر سوزن اشتباه كنيم- همين اشتباه كم يك ضربه مهمى به اعتقادات مردم خواهد بود. آنان نمىگويند كه روحانيّت قيام كرده است تا اسلام را پياده كند، بلكه مىگويند: اينان قيام كردند تا به قدرت برسند كه جواب سلام ندهند. و تفسيرهاى غلط ديگر نيز مىكنند.
بالأخره ما در شرايطى هستيم كه بايد مراقب رفتارمان باشيم و به تمام معنا بيشتر از زمان سابق در برابر جامعه تواضع كنيم و با اخلاق خودمان جامعه را به انقلاب و اسلام متمايل كنيم. بايد اين محدوديتها را كه ما را فرا گرفته مراعات كنيم، حق نداريم غير از اين انجام دهيم.
وظيفه روحانيت و حتى روحانيانى كه در مشاغل دولتى و نهادها و سازمانهاى ديگر مشغول كارند، كه افرادى زير دست آنان كار مىكنند، يا مردم به آنان مراجعه كرده و گرفتارىشان را مطرح مىكنند، بسيار سنگين است.
يك قاضى اهل علم با يك قاضى كلاهى زمان طاغوت تفاوت دارد. يك قاضى اهل علم سر سوزنى نبايد بر خلاف آدابِ قضا رفتار كند، نبايد وقتى متداعى نزد او وارد مىشود، ببيند اين قاضى چون با طرف مقابل آشنا است با او سلامى گرم و نرم دارد، كه در دلش به اسلام و روحانيت بدبين شود. هيچ كس از يك قاضى در زمان رژيم طاغوت چنين انتظارى نداشت؛ چرا كه عملش بيانگر اسلام نبود. زيرا او به عنوان يك قاضى رژيم برنامههايى را كه رژيم از خارج گرفته بود پياده مىكرد و هيچ مسألهاى در رابطه با اسلام براى او مطرح نبود.
وقتى يك اهل علم روى مسند قضاوت مىنشيند يعنى اسلام آنجا نشسته است. اگر سر سوزنى بر خلاف عادات قضا رفتار كند چه تغيير و تحولى در روحيه آن طرف مقابل به وجود مىآيد؟ اين طبيعى است. اگر خود ما هم به جاى او بوديم، همين معنا به ذهنمان خطور مىكرد.
در اين فرصت مناسبى كه خداوند به ما عنايت كرده و حكومتى به نام حكومت اسلامى بر مبناى مكتب تشيع بعد از هزار و چند صد سال پايه گذارى شده و