اخلاق فاضل - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٣٢ - درس سى و سوم عمل به قرآن
علاوه بر آن، با ملاحظه روايات فقهى، مىبينيم كه ائمه اطهار: به قرآن كريم استشهاد مىكردهاند؛ [١] بنابراين، غير از آن دو وظيفه اى كه بيان شد، مىبايست در مسائل فقهى كه آيات قرآن شاهد و دليل آنها است، از آن آيات استفاده كرد؛ لذا فقها بايد در مقام استدلالهاى فقهيه به آيات الاحكام- كه جنبه فقهى دارد- تكيه كنند.
جمله دوّم حضرت اين است: «كَمْ مِنْ مُسْتَنْصِحٍ لِلْحَدِيثِ مُسْتَغِشُّ لِلْكِتَابِ ظاهراً».
در اين عبارت، حديث در مقابل كتاب و قرآن نيست، بلكه حديث همان حديث الكتاب است؛ يعنى همان تعبير قبل: «روايه الكتاب».
حضرت مىفرمايد: چه بسيارند افرادى كه وقتى مسأله روايت كتاب و ظاهر قرآن مطرح مىشود حالت نصيحت، اعتماد و دلسوزى زيادى در آنان احساس مىشود و ناصحانه و خيرخواهانه برخورد مىكنند؛ امَا وقتى مسأله عمل به قرآن مطرح مىشود، در كارشان خيانت ديده مىشود [٢] و از مصاديق (نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَ نَكْفُرُ
[١]. عَنْ زُرَارَهَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِى جَعْفَرٍ (ع): أَلَاتُخْبِرُنِى مِنْ أَيْنَ عَلِمْتَ وَ قُلْتَ إِنَّ الْمَسْحَ بِبَعْضِ الرَّأْسِ وَ بَعْضِ الرِّجْلَيْنِ؟ فَضَحِكَ ثُمَّ قَالَ: يَا زُرَارَهُ! قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) وَ نَزَلَ بِهِ الْكِتَابُ مِنَ اللَّهِ، لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ: (فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ) فَعَرَفْنَا أَنَّ الْوَجْهَ كُلَّهُ يَنْبَغِى أَنْ يُغْسَلَ. ثُمَّ قَالَ: (وَ أَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرافِقِ) ثُمَّ فَصَّلَ بَيْنَ الْكَلَامِ فَقَالَ: (وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِكُمْ) فَعَرَفْنَا حِينَ قَالَ: (بِرُؤُسِكُمْ) أَنَّ الْمَسْحَ بِبَعْضِ الرَّأْسِ لِمَكَانِ الْبَاءِ ... ثُمَّ فَسَّرَ ذَلِكَ رَسُولُ اللَّهِ لِلنَّاسِ فَضَيَّعُوه. (الكافى، ج ٣، باب مسح الرأس، ص ٢٩) زراره نقل مىكند كه به حضرت باقر (ع) گفتم: آيا مرا از راز اين مطلب با خبر نمىسازيد كه از كجا دانستهايد مسح كردن قسمتى از سر و قسمتى از پشت پا كفايت مىكند؟ حضرت تبسّم كردند وفرمودند: جدم رسول خدا (ص) چنين فرموده است و آيه قرآن نيز در اين باره نازل شده است؛ خداوند عز و جل مىگويد: «صورتهاى خود را بشوييد». از اين عبارت دانستيم كه تمام صورت بايد شسته شود. بعد از آن فرمود: «دستهاى خود را تا آرنج بشوييد»، ما دانستيم كه تمام دستها تا آرنج بايد شسته شود. آنگاه فصل تازهاى گشود و گفت: «و به سرهاى خود مسح بكشيد». و از آن جا كه گفت: «به سرهاى خود»، به خاطر همين كلمه «باء»، دانستيم كه مسح كردن قسمتى از سر كافى است. و اين دو فصل را رسول خدا عملًا در سنت خود تفسير كرد، ولى مردم تفسير رسول خدا را تباه كرده و ضايع گذاشتند.
[٢]. قال رسول الله (ص): مَنْ تَعَلَّمَ الْقُرْآنَ فَلَمْ يَعْمَلْ بِهِ وَ آثَرَ عَلَيْهِ حُبَّ الدُّنْيَا وَ زِينَتَهَا اسْتَوْجَبَ سَخَطَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ كَانَ فِى الدَّرَجَهِ مَعَ الْيَهُودِ وَ النَّصَارَى الَّذِينَ يَنْبِذُونَ كِتَابَ اللَّهِ وَرَاءَ ظُهُورِهِم. (بحارالأنوار، ج ٧٣، باب ٦٧، ص ٣٢٨) هر كس قرآن را بياموزد و به آن عمل نكند و دوستى دنيا و آرايشهاى آن را بر عمل به قرآن ترجيح دهد، شايسته خشم خداى بزرگ خواهد شد و در درجه همسان يهود و نصارا قرار خواهد گرفت كه كتاب خدا را پشت سرافكنده و ناديده گرفتند.