اخلاق فاضل - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٣٨ - درس پنجاه و هفتم نياز جامعه به علوم اسلامى
من بسيار متأثر و متأسفم از اين كه هنوز موفق نشدهايم يك برنامه تفسير دائمى در حوزه ايجاد كنيم، اگرچه- بحمد الله تعالى- قدمهاى خوبى در اين خصوص برداشته شده است؛ ولى شما برادران بايد يكى از برنامه هاى اصلى خودتان را تفسير قرآن قرار دهيد. شما ديگر در شرايطى هستيد كه شايد با مطالعه و مباحثه نيازى به استاد تفسير نداشته باشيد. خود را مقيد كنيد كه روزى يكى- دوساعت را صرف مطالعه و مباحثه تفسير كنيد. روزى فرا مىرسد و مىبينيد حدود شصت سال از عمرتان گذشته و كمتر با تفسير سر و كار داشته ايد و اين صحيح نيست. شما هم اكنون در شرايطى هستيد كه بايد با تمام مسائل اسلامى آشنايى داشته باشيد.
شايسته نيست كه روحانى در عصر ما غير فقه و اصول با مسائل ديگرى آشنا نباشد. نمىشود با قرآن كريم، تفسير، مسائل كلامى، اعتقادى، علمى و تاريخ اسلام آن هم تاريخ تحقيقى اسلام آشنايى نداشته باشد. اينها مسائلى است كه بايد براى روحانيان ضرورت پيدا كند. حتى امروز مرجعيت هم با سابق فرق دارد. مراجع گذشته صرفاً رساله و مقلّدينى داشتند و بعد هم يك سرى سؤالات و استفتائاتى؛ امّا در حال حاضر چنين نيست.
هم اكنون گروههايى از مسلمانها، شخصيتها و افراد سراغ مراجع مىآيند و از ايشان سؤالات بسيارى دارند و نظر اسلام را در آن موارد مىخواهند. حتى يك مرجع تقليد نمىتواند به اين مقدار اكتفا كند كه ما به اندازه كافى در فقه و اصول زحمت كشيده و رساله هم نوشتهايم و آمادگى براى پاسخگويى به مسائل فقهى را هم داريم. اين كافى نيست؛ زمان تغيير پيدا كرده و او بايد براى مردم صحبت كند و مسائل روز را براى آنان تبيين كند، نقاط قوّت اسلام را بگويد و اگر سؤالات و شبهاتى دارند، پاسخگو باشد.
ما در برابر علوم اسلامى، مانند يك قطره در مقابل دريا هستيم؛ يعنى هر بخش و هر شعبه از علوم اسلامى يك عمر مىطلبد و ما هم يك عمر بيشتر نداريم؛ و از سوى ديگر بايد از همه اين علوم حظّ و بهرهاى ببريم؛ جمع بين اينها اقتضا مىكند كه از همين نيروى جوانى و نشاطى كه براى ما آماده است حداكثر استفاده را ببريم. من جداً معتقدم كه يك طلبه- به معناى اعم- نبايد يك دقيقه از وقتش را بدون