اخلاق فاضل - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٧ - درس سوم وظايف عاقل
اين مورد نكته ظريفى وجود دارد.
سه علّت در اين خصوص به ذهن مىرسد:
١. استفاده از زبان، به تهيه مقدمات و امور ديگر نياز ندارد.
اگر انسان بخواهد خداى ناكرده مثلًا يك مال حرامى بخورد، نياز به تهيه مقدماتى دارد، بايد غصب، سرقت و مانند اينها تحقق پيدا كند. يا مسايل شهوانى نياز به تهيه مقدمات دارد. انسان نمىتواند بدون مقدمه مرتكب حرام شود؛ ولى در زبان، اين چنين نيست، زبان به هيچ مقدمهاى نياز ندارد و انسان به همين دليل از زبان، به راحتى سوء استفاده زيادى مىكند.
گاهى انسان حتى از سكوت هم خسته مىشود و دلش مىخواهد كسى را بيابد و با او صحبت كند، البته نفس اين حرف زدن براى انسان مطلوب است [١]؛ ولى در گفتار مىبايست مراقبت زيادى كند. [٢]
[١]. قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): تَذَاكَرُوا وَ تَلَاقَوْا وَ تَحَدَّثُوا فَإِنَّ الْحَدِيثَ جِلَاءٌ لِلْقُلُوبِ إِنَّ الْقُلُوبَ لَتَرِينُ كَمَا يَرِينُ السَّيْفُ جِلَاؤُهَا الْحَدِيث. (كافى، ج ١، باب سؤال العالم و تذاكره، ص ٤٠) با يكديگر ملاقات، مذاكره وگفتگو كنيد؛ زيرا حديث و گفتگو صيقل دلها است همانا دلها مانند شمشير زنگار مىگيرد و صيقل آنها حديث است.
[٢]. عَنْ أَبِى عَبْدِاللَّهِ (ع): قَالَ لُقْمَانُ لِابْنِهِ: يَا بُنَى! إِنْ كُنْتَ زَعَمْتَ أَنَ الْكَلَامَ مِنْ فِضَّه فَإِنَّ السُّكُوتَ مِنْ ذَهَبٍ. (بحارالأنوار، ج ٦٨، باب ٧٨، ص ٢٩٧)
تبيين يدل على أن السكوت أفضل من الكلام و كأنه مبنى على الغالب و إلا فظاهر أن الكلام خير من السكوت فى كثير من الموارد بل يجب الكلام و يحرم السكوت عند إظهار أصول الدين و فروعه و الأمر بالمعروف و النهى عن المنكر و يستحب فى المواعظ و النصائح و إرشاد الناس إلى مصالحهم و ترويج العلوم الدينيه و الشفاعه للمؤمنين و قضاء حوائجهم و أمثال ذلك فتلك الأخبار مخصوصه بغير تلك الموارد أو بأحوال عامه الخلق فإن غالب كلامهم إنما هو فيما لا يعنيهم أو هو مقصور على المباحات.
از حضرت صادق (ع) روايت شده كه لقمان به پسرش فرمود: اى فرزندم! اگر خيال مىكنى كه سخن ارزش نقره دارد پس مسلماً سكوت و خاموشى ارزش طلا دارد.
توضيح علامه مجلسى (ره): اين روايت دلالت بر اين دارد كه فضيلت سكوت از سخن گفتن بيشتر است ولى اين مطلب بنا بر غالب موارد است يعنى بيشتر اوقات سكوت بهتر است نه اينكه همهجا. زيرا روشن است كه در خيلى از موارد سخن گفتن بهتر است بلكه در بعضى از موارد گفتن واجب و سكوت حرام است، مانند بيان اصول و فروع دين، و امر بمعروف نهى از منكر. و در مورد پند و اندرز و ارشاد مردم به آنچه مصلحت آنها است و ترويج دين و بيان مطالب دينى و شفاعت و واسطه شدن براى مؤمنين و انجام حوائج و نيازهاى آنان كه در اين موارد و امثال آن مستحب است. بنابراين اين گونه اخبار مربوط به غير اين موارد است و يا اينكه مقصود حالات اين مردم عوام است كه اكثر سخنان و حرفهاى مردم مربوط به مطالبى است كه سودى به حال آنان ندارد و يا اينكه اين گونه اخبار مربوط به سخنان مباح است.