اخلاق فاضل - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٦ - درس سوم وظايف عاقل
عاقل نبايد زبان خود را رها كرده و قبل از اين كه در مورد زواياى سخن خود بينديشد و بسنجد كه چه مطلبى را در چه جايگاهى و براى چه اشخاصى مىخواهد بيان كند، هر حرفى را بزند، خصوصاً نسبت به ما طلبهها كه وظيفه رهبرى دينى جامعه را به عهده داريم و مردم تمامى حرفها و رفتار ما را حرف دين تلقّى مىكنند.
چه بسا يك حرفِ بدون سنجش و تأمّلِ ما، عدهاى را گمراه و حتّى در مواردى نسبت به دين بدبين سازد؛ لذا بايد در گفتارمان حدّاكثر تحفّظ را داشته باشيم و در مورد آن بينديشيم [١].
در وجود انسان نيازها و غرايزى وجود دارد كه- حسب ظاهر- حفظ و مراقبت از آنها مهمتر از حفظ زبان است؛ مانند اين كه شكم خود را از حرام حفظ كند يا شهوت و غرايز جنسىاش را از راه حرام اشباع نكند و در اين رابطه از موارد حرام اجتناب كند؛ از اين رو در ابتدا به نظر مىرسد كه به جاى حفظ اللسان، مىبايست گفته شود: حفظ البطن و حفظ الفرج و ...؛ چرا كه انسان بيشتر با اين موارد سر و كار دارد؛ اما با اين حال چرا روى حفظ زبان اين مقدار تأكيد شده است؟ [٢] مطمئناً در
[١]. قَالَ أمير المؤمنين (ع): لِسَانُ الْعَاقِلِ وَرَاءَ قَلْبِهِ وَ قَلْبُ الْأَحْمَقِ وَرَاءَ لِسَانِه. قَلْبُ الْأَحْمَقِ فِى فِيهِ وَ لِسَانُ الْعَاقِلِ فِى قَلْبِه. (نهج البلاغه، ح ٤٠ و ٤١، ص ٤٧٦) زبان خردمند در پس دل او است و دل نادان پس زبان او و ديگر اينكه: دل بى خرد در دهان او و زبان خردمند در دل او است.
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): لَا يَسْتَقِيمُ إِيمَانُ عَبْدٍ حَتَّى يَسْتَقِيمَ قَلْبُهُ وَ لَا يَسْتَقِيمُ قَلْبُهُ حَتَّى يَسْتَقِيمَ لِسَانُهُ لِأَنَّ لِسَانَ الْمُؤْمِنِ وَرَاءَ قَلْبِهِ إِذَا أَرَادَ أَنْ يَتَكَلَّمَ يَتَدَبَّرُ الْكَلَامَ فَإِذَا كَانَ خَيْراً أَبْدَاهُ وَ إِنْ كَانَ شَرّاً وَارَاهُ وَ الْمُنَافِقُ قَلْبُهُ وَرَاءَ لِسَانِهِ يَتَكَلَّمُ بِمَا أَتَى عَلَى لِسَانِهِ وَ لَا يُبَالِى مَا عَلَيْهِ مِمَّا لَهُ وَ إِنَّ أَكْثَرَ خَطَايَا ابْنِ آدَمَ مِنْ لِسَانِه. (إرشاد القلوب، ج ١، ص ١٠٣) ايمان بندهاى استوار و ثابت نمىشود مگر اين كه قلب و دلش آرام باشد و قلبش آرامش نمىگيرد، مگر اين كه زبانش را حفظ كند زبان مؤمن در پشت دل اوست و هنگام سخن گفتن در سخن خود تفكّر و دور انديشى مىكند، زمانى كه ديد آن سخن خير است آن را بيان مىكند و اگر زشت و بد باشد آن را پنهان مىدارد. اما قلب منافق در پشت زبان اوست و هر چه بر زبانش بيايد آن را بدون تأمل مىگويد، و توجّهى به عاقبت آن ندارد و از اين جهت بيشتر گناهان فرزند آدم از زبان اوست.
[٢]. جَاءَ رَجُلٌ إِلَى النَّبِىِّ (ص) فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ أَوْصِنِى فَقَالَ: احْفَظْ لِسَانَكَ قَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ أَوْصِنِى قَالَ: احْفَظْ لِسَانَكَ قَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ أَوْصِنِى قَالَ احْفَظْ لِسَانَكَ وَيْحَكَ وَ هَلْ يُكِبُّ النَّاسَ عَلَى مَنَاخِرِهِمْ فِى النَّارِ إِلَّا حَصَائِدُ أَلْسِنَتِهِم (بحار الأنوار، ج ٦٨، باب ٧٨، ص ٢٧٤) مردى خدمت پيامبر اكرم (ص) عرض كرد: يا رسول اللَّه! مرا وصيّت و نصيحتى كنيد، رسول اكرم (ص) فرمودند: زبانت را نگهدار. بار ديگر عرض كرد: يا رسول اللَّه مرا نصيحتى فرماييد فرمود: زبانت را نگهدار،. باز گفت مرا سفارشى كنيد. فرمود: زبانت را نگهدار. واى بر تو! آيا مردم را بجز حرفهاى زبانشان در آتش مىاندازد؟