اخلاق فاضل - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٤ - درس سوم وظايف عاقل
جنايتكارها- كه هدفشان كوبيدن و از بين بردن اسلام است- جوامع بشرى و ملّتها- مخصوصاً مردمى كه حظّ و بهرهاى از دانش و علم داشتهاند-، كاملًا به اسلامِ عزيز توجه پيدا كرده و به سوى آن گرايش دارند.
بنابراين شرايط امروز غير از شرايط بيست سال پيش است، از اين رو طلبه امروز نيز بايد غير از طلبه آن روز باشد، مرجع تقليد امروز بايد غير از مرجع تقليد آن روز باشد.
مرجع تقليد آن روز يك رساله توضيح المسائل داشته و جز پاسخ به استفتائات و أخذ و پخش وجوه شرعيه، مسئوليت ديگرى نداشت؛ اما مرجع تقليد امروز بايد آماده تربيت افرادى باشد كه بتوانند با وسايل و امكاناتِ روز، اسلام را- آن هم با زبان روز و با طرز فكرى كه حاكم بر ملّتها و دانشمندان است- در سراسر جهان مطرح كنند.
از اين روآشنايى به زمان، مطلب بسيار مهم و حساسى است. [١] ثانياً: تمام توجه او مىبايست به جايگاه، شأنيت و مسئوليت خودش باشد. عاقل نبايد همه وقت و فكرش را صرف امور ديگران كند، بلكه به آن مسئوليت و شأنى كه دارد بايد بپردازد، و از وظايفش غافل نشود و وقتى فهميد چه مسئوليتى دارد؛ تمام توجهاش را براى رسيدگى هرچه بهتر به آن مسئوليت قرار دهد.
طلبه بايد توجه داشته باشد كه امروز چگونه مىتوان به تبليغ اسلام پرداخت، و نياز جوامع بشرى و گرايش آنها به اسلام را به چه صورتى پاسخ داد؟
مسئوليت امروز طلبه اين است كه درس بخواند؛ مبادا تحت تأثير حرفهاى جاهلانه يا مغرضانه- نسبت به عدم ضرورت درس خواندن و بيهوده بودن اين
[١]. قَالَ أميرالمؤمنين (ع): فَالنَّاظِرُ بِالْقَلْبِ الْعَامِلُ بِالْبَصَرِيَكُونُ مُبْتَدَأُ عَمَلِهِ أَنْ يَعْلَمَ أَعَمَلُهُ عَلَيْهِام لَهُ فَإِنْ كَانَ لَهُ مَضَى فِيهِ وَإِنْ كَانَ عَلَيْهِ وَقَفَ عَنْهُ فَإِنَّ الْعَامِلَ بِغَيْرِعِلْمٍ كَالسَّائِرِ عَلَى غَيْرِ طَرِيقٍ فَلَا يَزِيدُهُ بُعْدُهُ عَنِ الطَّرِيقِ الْوَاضِحِ إِلَّا بُعْداً مِنْ حَاجَتِهِ وَ الْعَامِلُ بِالْعِلْمِ كَالسَّائِرِ عَلَى الطَّرِيقِ الْوَاضِحِ فَلْيَنْظُرْنَاظِرٌ أَ سَائِرٌ هُوَام رَاجِعٌ. (نهج البلاغه، خ ١٥٤، ص ٢٨٤) پس آن كه با چشم دل بنگرد و با ديده درون كار كند آغاز هركار بايد بينديشد؛ آيا آن عمل به سود او است يا به زيان او؟ اگر به سود او است ادامه دهد و اگر زيانبار است توقف كند؛ زيرا اگر بدون آگاهى عمل كند همانند روندهاى است كه بيراهه مىرود، پس هرچه شتاب نمايد از هدفش دورتر مىماند و آن كه از روى آگاهى عمل كند، همانند روندهاى به راه راست است، پس بايد به درستى بنگرد آيا راه مستقيم را مىپيمايد يا به عقب بازگشت مىكند؟