اخلاق فاضل - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٣ - درس سوم وظايف عاقل
اما چارهاى هم نيست و بايد به دوش كشيده شود؛ چراكه عقل راه درست را از نادرست به ما نشان مىدهد. [١] از اين رو توضيح فرمايش حضرت اين است: اگر شخصى از موهبت الهى برخوردار شده و نعمت عقل نصيب او گردد و عنوان عاقل بر او منطبق شود، [٢] بايد سه مطلب را مورد توجه قرار داده و آن را وظيفه خود دانسته و سنگينى آنها را به دوش بكشد.
عاقلى كه مقتضاى عقلش را رعايت مىكند؛ [٣] بايد اوّلًا: مقطع و موقعيت زمانى خودش را درك كند و توجه كند كه در چه جوّى و در چه محيطى از زمان قرارگرفته است.
اين نكته جنبه عمومى دارد؛ يعنى يك تاجر و يك غير اهل علم نيز بايد اين معنا را رعايت كند؛ البته در اهل علم درك اين معنا و عمل به آن، اولويت دارد.
طلبه بايد آشنا به وضع زمان باشد، بايد موقعيت خودش را درك كند و بداندكه طلبه اين زمان، طلبه بعد از انقلاب، طلبه در نظام وحكومت اسلام، غير از طلبه بيست سال پيش است؛ چراكه انقلاب اسلامى علاوه بر آنكه نظر جامعه خودمان را به اسلام معطوف داشته- به طورى كه بحمد الله تعالى شاهد هستيم چه تحول اساسى در جامعه ما به وجود آمده است، خصوصاً در نسل جوان كه با اسلام آشنا شده و با انقلاب خو گرفتهاند- فريادش براى دنيا نيز بلند است و على رغم تلاش سنگين ابرقدرتها و
[١]. قَالَ أميرالمؤمنين (ع): كَفَاكَ مِنْ عَقْلِكَ مَا أَوْضَحَ لَكَ سُبُلَ غَيِّكَ مِنْ رُشْدِك. (نهج البلاغه، ح ٤٢١، ص ٧٣٠) از عقل و خرد تو همين برايت بس كه راه رشد و رهايى را از راه گمراهى براى تو روشن سازد.
[٢]. قَالَ اميرامؤمنين (ع): لَا مَالَ أَعْوَدُ مِنَ الْعَقْلِ وَ لَا عَقْلَ كَالتَّدْبِيرِ. (بحار الأنوار، ج ١، ص ٩٥) ثروتى سودمندتر از خرد و نعمت عقل و عقلى چونان تدبير نيست.
وعنه (ع): لَا نِعْمَهَ أَفْضَلُ مِنْ عَقْلٍ. (تصنيف غرر الحكم و درر الكلم، ص ٥١) هيچ نعمتى برتر از عقل نيست.
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ عليه وآله السلام: مَا قَسَمَ اللَّهُ لِلْعِبَادِ شَيْئاً أَفْضَلَ مِنَ الْعَقْلِ .... (الكافى، ج ١، كتاب العقل و الجهل، ص ١٢) خداوند به بندگانش نعمتى بهتر از عقل نبخشيده است،
[٣]. قَالَ أميرالمؤمنين (ع): إِنَّ الشَّقِى مَنْ حُرِمَ نَفْعَ مَا أُوتِى مِنَ الْعَقْلِ وَ التَّجْرِبَه. (نهج البلاغه، نامه ٧٨، ص ٦١٨) همانا تيرهروز كسى است كه از عقل و تجربهاى كه نصيب او شده، محروم ماند.