اخلاق فاضل - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٨٢ - درس نهم بلايا و خوشى ها
سرگرم شدن به آن نعمت، توجّهش به خداوند متعال كم شود و استغفار و عذرخواهى را از ياد ببرد و گمان كند كه انجام گناه، نه تنها هيچ عكس العملى در زندگى او ندارد، بلكه ارتكاب گناه، موجب چنين نعمتى شده است و چه بسا در كجروى خود اصرار ورزد.
حضرت در ادامه، با استفاده از آيه شريفه (سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لا يَعْلَمُونَ) [١] نعمتهايى را كه در زمان معصيت و پس از آن نصيب انسان مىشود استدراج معرفى مىكند: «
اىْ بِالنِّعَمِ عِنْدَ الْمَعَاصِى»؛ [٢]
دنبال هر معصيتى نعمتها به جانب او سرازير مىشوند تا نعمتِ استغفار را از ياد او ببرند، توجّهش را به خداوند كم كنند تا روز به روز حالت انحطاط و تنزّل بيشترى براى او ايجاد شود.
شبيه اين معنا در آيه شريفه ديگرى آمده است كه مىفرمايد:
(وَلايَحْسَبَنَّ الَّذينَ كَفَرُوا أَنَّما نُمْلى لَهُمْ خَيْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ إِنَّما نُمْلى لَهُمْ لِيَزْدادُوا إِثْماً وَلَهُمْ عَذابٌ مُهين)؛ [٣]
آنان كه گناه مىكنند و به معارف بلند الهى كفر مىورزند و راه طغيان را پيش مىگيرند، توهم نكنند مهلتى كه ما به ايشان مىدهيم، به نفعشان است، بلكه اين مهلت، اين اطاله عمر و اين توجه و عنايت براى اين است كه گناه بيشترى از آنان سربزند و براى آنان، عذاب خواركنندهاى آماده شده است. [٤]
[١]. اعراف، آيه ١٨٢.
[٢]. عَنِ النَّبِىِّ (ص): إِذَا رَأَيْتُمُ اللَّهَ يُعْطِى الْعَبْدَ مَا يُحِبُّ وَ هُوَ مُقِيمٌ عَلَى مَعْصِيَتِهِ فَاعْلَمُوا أَنَّ ذَلِكَ اسْتِدْرَاجٌ لَهُ، قَالَ اللَّهُ تَعَالَى: (سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لا يَعْلَمُون). (إرشاد القلوب إلى الصواب، ج ١، ص ٧٥) هرگاه ديديد خداى متعال آنچه را بنده دوست دارد به او مىدهد در حالى كه آن بنده به گناه و معصيت خود ادامه مىدهد، بدانيد كه اين استدراجى براى آن بنده است. خداوند مىفرمايد: به تدريج از جايى كه نمىدانند گرفتار مجازاتشان خواهيم كرد.
[٣]. آلعمران، آيه ١٧٨.
[٤]. در مورد استدراج، آيات و روايات بسيارى وارد شده است. معنى استدراج (غافلگيرى تدريجى) همانطور كه بيان شد اين است كه خداى متعال بنده را بر اثر اعمال زشتش به تدريج جزا مىدهد به نحوى كه خود بنده نمىداند و سرگرم نعمت مىشود هرگز به ياد ولى نعمت خود نمىافتد و به نعمتهاى الهى مغرور مىشود تا اينكه فرصت از دست او برود و ناگهان نعمتها از او سلب شده و به حسرت مبتلا مىگردد.
- (وَ الَّذينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لا يَعْلَمُونوَ أُمْلى لَهُمْ إِنَّ كَيْدى مَتينٌ). (اعراف، آيه ١٨٢- ١٨٣) آنانكه آيات و نشانههاى «توحيد و يگانگى» ما را دروغ پندارند به زودى آنان را به تدريج كيفر مىدهيم از آنجايى كه ندانند، «و هرچه گناه كنند ما نعمت را برايشان مىافزاييم و آنان هم بر معصيت خود مىافزايند و به همين جهت سزاوار عقاب سخت مىگردند» و ايشان را «چند روزى» مهلت مىدهيم «تا هر كارى بخواهند انجام دهند» همانا مكر (چارهجويى) ما سخت و استوار است.
- (فَذَرْنى وَ مَنْ يُكَذِّبُ بِهذَا الْحَديثِ سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لا يَعْلَمُون وَ أُمْلى لَهُمْ إِنَّ كَيْدى مَتينٌ). (قلم، آيه ٤٤- ٤٥) [اى رسول! تو كيفر] مكذّبان ومنكران قرآن مجيد را به من واگذاركه ما آنان را از آنجا كه نفهمند [وگمان نعمت كنند] به عذاب سخت مىافكنيم.
- سُئِلَ أَبُوعَبْدِاللَّهِ (ع) عَنِ الِاسْتِدْرَاجِ فَقَالَ: هُوَ الْعَبْدُ يُذْنِبُ الذَّنْبَ فَيُمْلَى لَهُ وَ تُجَدَّدُ لَهُ عِنْدَهَا النِّعَمُ فَتُلْهِيهِ عَنِ الِاسْتِغْفَارِ مِنَ الذُّنُوبِ فَهُوَ مُسْتَدْرَجٌ مِنْ حَيْثُ لَا يَعْلَم. (كافى، ج ٢، باب الاستدراج، ص: ٤٥٢) از امام صادق (ع) در باره معناى استدارج سؤال شد: فرمود: گاه مىشود كه كسى مرتكب گناهى مىگردد و به او مهلت داده مىشود و نعمتش افزون مىشود تا هوسرانىاش او را از استغفار باز دارد و اين غفلتى است كه شامل او شده در حالى كه نمىداند.
- رُوِى عَنْ أَمِيرِالْمُؤْمِنِينَ (ع) أَنَّهُ قَالَ: يَا ابْنَ آدَمَ إِذَا رَأَيْتَ رَبَّكَ يُتَابِعُ عَلَيْكَ نِعَمَهُ فَاحْذَرْهُ. (بحارالأنوار، ج ٦٤، باب ١٢، ص ١٩٦) اى انسان! هنگامى كه ديدى پروردگارت پى در پى به تو نعمت مىدهد از او حذر كن.
- قَالَ الْحُسَيْنُ (ع): الِاسْتِدْرَاجُ مِنَ اللَّهِ سُبْحَانَهُ لِعَبْدِهِ أَنْ يُسْبِغَ عَلَيْهِ النِّعَمَ وَ يَسْلُبَهُ الشُّكْر. (تحف العقول، ص: ٢٤٥) استدراج خداوند اين است كه به بندهاش نعمت فراوان ببخشد و توفيق شكر را از او بگيرد.
- وَ كَانَ مِنْ دُعَائِهِ (ع) فِى يَوْمِ عَرَفَه: ... وَ لَا تَسْتَدْرِجْنِى بِإِمْلَائِكَ لِى اسْتِدْرَاجَ مَنْ مَنَعَنِى خَيْرَ مَا عِنْدَهُ وَ لَمْ يَشْرَكْكَ فِى حُلُولِ نِعْمَتِهِ بِى. (الصحيفه السجاديه، دعاى ٤٧، ص ٢١٠) حضرت زين العابدين (ع) ضمن دعايى مىفرمايد: ... با مهلت دادن به من به تدريج و كمكم سزاوار عقابم مفرما؛ مانند سزاوار كيفر شدن تدريجى كسى كه مرا از خير و نيكى آنچه نزد او است باز داشته و بىبهره گردانيده و حال آنكه در رسيدن نعمت او به من شريك تو نبوده است.