اخلاق فاضل - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٦٤ - درس ششم غفلت
استراحت كند و به چنين قدرتى توجه نداشته باشد؟! كسى كه خود را چنين توصيف مىكند:
(إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُون).
اگر بشر اهل منطق و مقايسه باشد بايد از عذاب خداوند خوف بيشترى داشته باشد؛ چراكه قدرت او با قدرت حكومتهاى ديگر قابل مقايسه نيست [١] و به تبع خوف از خداوند متعال هم با خوف از حكومتها و سلطنتهاى دنيوى قابل مقايسه نيست.
مقصود از (خافَ مَقامى) در اين آيه شريفه- با توجه به اين روايت- آن است كه انسان هميشه در مقام خوف و خشيت باشد و بداند همان گونه كه اعطاى نعمتها به دست خداوند است، سلب آنها نيز به دست او است و نبايد خود را از مكر و مؤاخذه الهى ايمن ببيند. [٢] يكى از دعاهاى بسيار خوب در اين رابطه اين دعا است:
«اللَّهُمَّ لَا تَنْزِعْ مِنِّى صَالِحَ مَا أَعْطَيْتَنِى أَبَدا»؛ [٣]
خداوندا! يك لحظه مرا به خودم وامگذار و چيزهاى خوبى كه به من بخشيدهاى از من باز مگير.
وقتى انسان در برابر چنين قدرتى قرار داردكه همه مسايل در بخشش نعمت وباز پس گيرى آن در اختيار او است، نبايد با خيال راحت به استراحت بپردازد، بلكه بايد
هميشه در حالت توجه به خداوند متعال باشد. [٤]
[١]. اللّهمّ عظم سلطانك و علا مكانك و خفى مكرك و ظهر امرك وغلب قهرك وجرت قدرتك ولا يمكن الفرار من حكومتك. (فرازى از دعاى كميل اميرالمومنين (ع)) خدايا! سلطنت و پادشاهىات بس بزرگ، و مقامت بسى بلند است، مكر و تدبيرت در كارها پنهان و امر و فرمانت آشكار است، قهرت غالب و قدرت و نيرويت نافذ است و گريز از تحت حكومت تو ممكن نيست.
[٢]. عن اميرالمؤمنين (ع): من أهان سلطان اللَّه أهانه اللَّه و من أكرم سلطان اللَّه أكرمه اللَّه. (تصنيف غررالحكم و درر الكلم، ص ٨٢) هر كس قدرت خداوند را خواركند، خداوند او را خوار مىكند و هركس قدرتش را گرامى بدارد خداوند او را گرامى مىدارد.
[٣]. بحارالأنوار، ١٦، باب، ٩، ص ٢١٧؛ نهج الفصاحه، ص ٢٥٩.
[٤]. قال الصادق (ع): لا يتمكن الشيطان بالوسوسه من العبد الّا وقد أعرض عن ذكر اللَّه و استهان بأمره و سكن إلى نهيه و نسى اطلاعه على سره و الوسوسه ما تكون من خارج القلب بإشاره معرفه العقل ومجاوره الطبع، وأما إذا تمكن فى القلب فذلك غى وضلاله وكفر، واللَّه عزوجل دعا عباده بلطف دعوته وعرفهم عداوه ابليس، فقال عزمن قائل: (إن الشيطان لكم عدو مبين)، و قال تعالى: (إِنَّ الشَّيْطانَ لَكُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا). (مصباح الشريعه، ص ١٦٦) شيطان در راه وسوسه كردن برقرار و پابرجا نمىشود مگر آن كه انسان از ذكر پروردگار متعال اعراض كرده، فرمانها و دستورهاى الهى را خوار شمرد و بر نواهى و مناهى او تكيه زده، از علم و آگاهى و احاطه خداوند متعال غفلت بورزد و وسوسه در زمينه معرفت عقل و تمايل به عالم طبيعت از خارج قلب وارد قلب مىشود و چون جنبه طبيعت و شهوات مادى بر جنبه عقل غالب شود و توجه و معرفت عقل رخت بربندد، وسوسه چنان محكم و برقرار مىگردد كه به مرحله كفر و ضلالت منتهى مىشود و خداوند متعال به لطف و مهربانى بندگان خود را به سوى خود دعوت فرموده و دشمنى و عداوت شيطان را به آنان معرفى كرده است، مىفرمايد: شيطان دشمن محكم و آشكار شما است و باز مىفرمايد: شيطان دشمن شما است پس او را دشمن خود قرار دهيد.
- قَالَ الصَّادِقُ (ع): مَنْ رَعَى قَلْبَهُ عَنِ الْغَفْلَهِ وَ نَفْسَهُ عَنِ الشَّهْوَهِ وَ عَقْلَهُ عَنِ الْجَهْلِ فَقَدْ دَخَلَ فِى دِيوَانِ الْمُتَنَبِّهِينَ ثُمَّ مَنْ رَعَى عَمَلَهُ عَنِ الْهَوَى وَ دِينَهُ عَنِ الْبِدْعَهِ وَ مَالَهُ عَنِ الْحَرَامِ فَهُوَ مِنْ جُمْلَهِ الصَّالِحِين. (بحارالأنوار، ج ٦٧، باب ٤٥، ص ٦٢) كسى كه دل خود را از فراموشى و غفلت از ياد حق باز دارد و نفسش را از شهوت و خواستههاى بى جا و عقل و فكرش را از بلاى جهل و نادانى باز دارد [و مراقبت و مراعات اين كارها را بكند] چنين شخصى از گروه بيداران و آگاهان است و كسى كه مراقب باشد هواى نفس در اعمالش و كردارش دخالت نكند [و عملش خالص براى خداوند باشد] و در دين از بدعت و خود رأيى اجتناب ورزد و اموال خود را از حرام نگه دارد چنين شخصى از صلحا و شايستگان است.