اخلاق فاضل - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٣٦ - درس شانزدهم مراقبت و غنيمت شمردن عمر
مثال، وقتى شخصى در مسير خود با زن نامحرمى روبه رو مىشود، قصد، كيفيت و چگونگى نگاه او را كسى نمىفهمد ولى خداوند تبارك و تعالى و آنهايى كه از طرف او مأموريت دارند همه را ثبت و ضبط مىكنند.
(وَ ما تُخْفِى الصُّدُورُ)؛ [١] تمام آنچه را كه سينهها و دلها از بغض، كينه، حسد و ساير رذايل اخلاقى، پنهان كردهاند تحت نظارت الهى قرار دارد. [٢]
[١]. و آنچه را سينهها و قلبها پنهان مىدارند، مىداند. (همان)
[٢]. (وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْانسَانَ وَ نَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَ نحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ. إِذْ يَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّيَانِ عَنِ الْيَمِينِ وَ عَنِ الشِّمَالِ قَعِيدٌ. مَّا يَلْفِظُ مِن قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ). (ق، آيه ١٦- ١٨) همانا انسان را آفريديم و همواره آنچه را كه باطنش [نسبت به معاد و ديگر حقايق] به او وسوسه مىكند، مىدانيم و ما به او از رگ گردن نزديكتريم. [ياد كن] دو فرشتهاى را كه همواره از ناحيه خير و شر، ملازم انسان هستند و همه اعمالش را دريافت و ضبط مىكنند. هيچ سخنى را به زبان نمىگويد جز اينكه نزد آن [براى نوشتن و حفظش] نگهبانى آماده است.
خداوند متعال خالق است و ما در جميع حالات به وجود او وابستهايم؛ به همين جهت ممكن نيست او در حالى كه از رگ قلب نيز به ما نزديكتر است از ظاهر و باطن ما بى خبر باشد. خداوند متعال در اين خصوص مىفرمايد: (وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ وَ أَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ)؛ بدانيد خداوند ميان انسان و قلب او حائل مىشود، و همه شما نزد او در قيامت جمع خواهيد شد. (انفال، آيه ٢٤) با اين احاطه علمى خداوند و اينكه ما در قبضه قدرت او هستيم، تكليف ما روشن مىكند كه نه افعال و گفتار ما از او پنهان است و نه انديشهها و نيات و حتى وسوسههايى كه از قلب ما مىگذرد. توجه به اين واقعيت انسان را بيدار مىكند و به مسئوليت سنگين و پرونده دقيق او در دادگاه عدل الهى آشنا مىسازد و از انسان بى خبر و بى تفاوت، موجودى هوشيار و سر به راه و متعهد و با تقوا به وجود مىآورد.
خداوند مىافزايد: (إِذْ يَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّيانِ عَنِ الْيَمِينِ وَ عَنِ الشِّمالِ قَعِيدٌ)؛ به خاطر بياوريد هنگامى را كه دو فرشته سمت راست و چپ انسان كه مراقب و ملازم او هستند اعمال او را گرفته، ضبط مىكنند؛ يعنى علاوه بر احاطه علمى خداوند به ظاهر و باطن انسان، دو فرشته نيز مأمور حفظ و نگاهدارى حساب اعمال اوهستند كه از سمت راست و چپ از او مراقبت مىكنند، پيوسته با او هستند و لحظهاى جدا نمىشوند تا از اين طريق اتمام حجت بيشترى شود و بر مسأله نگاهدارى حساب اعمال، تأكيدى باشد. «تلقى» به معناى دريافت و اخذ و ضبط است و «متلقيان» دو فرشتهاى هستند كه مأمور ثبت اعمال انسان هستند. «قعيد» به معنى نشسته است و در اينجا مقصود ملازم و مراقب است. و به تعبير ديگر مفهوم آيه اين نيست كه اين دو فرشته در سمت راست و چپ انسان نشستهاند؛ زيرا انسان گاه نشسته است و گاه در حال راه رفتن، بلكه اين تعبير كنايه از آن است كه اين دو همواره با انسانند و مترصد اعمال او هستند.
در روايات اسلامى آمده است كه فرشته سمت راست، نويسنده حسنات است و فرشته سمت چپ نويسنده سيئات. و فرشته اول فرمانده فرشته دوم است، هنگامى كه انسان عمل نيكى انجام دهد، فرشته سمت راست ده برابر مىنويسد و هنگامى كه عمل بدى از او سر زند و فرشته سمت چپ مىخواهد آن را بنويسد، فرشته سمت راست مىگويد: عجله مكن لذا او هفت ساعت به تأخير مىاندازد، اگر پشيمان شد و توبه كرد چيزى نمىنويسد و اگر توبه نكرد تنها يك گناه براى او مىنويسد. خداوند مىفرمايد: (ما يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ)؛ هيچ سخنى را انسان به زبان نمىآورد مگر اينكه نزد آن فرشتهاى مراقب و آماده براى انجام ماموريت است
دوست نزديكتر از من به من است وين عجبتر كه من از وى دورم!
چه كنم با كه توان گفت كه دوست در كنار من و من مهجورم!