اخلاق فاضل - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٨٠ - درس هشتم رابطه خشيّت و علم
دانشگاه براى صحبت كردن دعوت شده بودند، از من هم خواستند كه به مناسبتى
صحبت كنم، در آنجا گفتم: برادران دانشجو! من مىخواهم واقعيتى را بدون تعصب براى شما بگويم و براى آن دليل هم اقامه مىكنم.
آن واقعيت اين است كه ما اگر از جنبه هاى معنوى علوم حوزوى بگذريم و روى نفس علوم خودمان تكيه كنيم، محكم و دقيق معتقديم كه هيچ علمى از علوم عالَم در هر رشته فنى و تخصصى، با اين توسعه اى كه دايره علوم پيدا كرده، از نظر طول زمان، دقت، عمق، لزوم پشتكار، فعاليت و از نظر مشكل بودن، به علم فقه نمىرسد.
اگر يك نفر از شما بخواهد پزشك شود، براى تخصصِ در طبّ چقدر وقت لازم دارد؟ بالاترين زمانى كه براى رسيدن به دكتراى در طبّ صرف مىشود، دوازده سال براى رسيدن به ديپلم، هفت سال هم براى دانشگاه و چهار سال هم براى دوره تخصصّى صرف شود، مجموعاً بيست و سه سال مىشود.
اما اگر يك طلبه بخواهد به مقام اجتهاد برسد بعد از اينكه دوازده سال ديپلم را گذراند، اگر از استعدادكافى برخوردار باشد و ناراحتى هاى اقتصادى و مسايل مختلف گريبان او را نگيرد و مشكلاتى براى او پيش نيايد حداقل بيست و پنج سال وقت لازم است تا به اجتهاد برسد، ده سال بايد سطوح را بخواند، حداقل پانزده سال هم در فقه و اصول زحمت بكشد- آن هم با شرايط خاصّ- تا به درجه اجتهاد و فقاهت نايل شود. كجاى عالَم چنين علمى وجود دارد كه براى رسيدن به مرحله تخصصّ درآن، تازه بعد از رسيدن به ديپلم، ٢٥ سال وقت لازم داشته باشد.
والسلام عليكم و رحمه الله وبركاته