اخلاق فاضل - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٩ - درس سوم وظايف عاقل
اجتماعى ساقط مىشود.
گاهى انسان مطلبى را درباره كسى مىشنود كه اگر آن را به خود او بگويند ممكن است حالت سكته برايش پيش آيد.
آن شاعر مىگويد: گاهى انسان بعضى چيزها را مىشنود كه آرزوى مىكند اى كاش! زيرِ زمين رفته بود و از كسى چنين جملهاى را نمىشنيد.
معلوم نيست چه عقوبتى در انتظار كسى است كه با يك جمله، فردى را از حيثيت اجتماعى ساقط كرده است و اگر هم واقعيت داشت، غيبت محسوب مىشد و نمىبايست مطرح مىشد.
اين زمانى است كه طرف مقابل انسان، يك شخص است.
اما اگر طرف مقابل، شخصيتى بود كه به مسايل اصلى اسلام و انقلاب و نظام مربوط بود؛ خواه لياقتش را دارد يا ندارد، در باطن معتقد است يا نيست، واقعاً ميان او و اسلام و نظام اسلامى وابستگى وجود دارد يا ندارد؛ اين ارتباطى به ما ندارد؛ چراكه جامعه او را به اسلام و نظام وابسته مىبيند، پس اگر درباره او جملهاى گفته شود كه اين جمله روى اسلام اثر منفى بگذارد و معناى گفتارش اين باشد كه اسلام مديريت ضعيف داشته و در عصر حاضر در مقابل ساير مكتبها لياقت اداره امور جامعه را ندارد و نظام اسلامى در ادعاهاى خود صادق نيست، چنين جملهاى با اين اثرى كه بر آن مترتب مىشود، ديگر نمىتوان گفت كه از ديد اسلام، چه جرم و جنايت بزرگى بر آن مترتب است، حسابش با خود شما.
صدها سلاح و نيزه نمىتواند به اندازه زبان اثر داشته باشد. زبان اين چنين انسان را مشتعل مىكند، افرادى را از مقام و موقعيت ساقط مىكند. اينها پارهاى از آثار سوء زبان است. [١]
[١]. قَالَ اميرالمؤمنين فِى وَصِيَّتِهِ لِابْنِهِ الْحَسَنِ ٨: تَلَافِيكَ مَا فَرَطَ مِنْ صَمْتِكَ أَيْسَرُ مِنْإِدْرَاكِكَ مَا فَاتَ مِنْ مَنْطِقِكَ وَ حِفْظُ مَا فِى الْوِعَاءِ بِشَدِّ الْوِكَاء. (بحار الأنوار، ج ٦٨، باب ٧٨، ص ٢٧٤) أميرالمؤمنين در وصيت خود به فرزندش امام حسن ٨ فرمود: اگر در سكوت چيزى را از دست دادى مىتوانى به دست بياورى؛ ولى اگر از زبانت چيزى بيرون آمد ديگر نمىتوانى آن را جبران كنى و اگر بخواهى چيزى در ظرف بماند بايد محكم در آن را ببندى تا محفوظ باشد.
- ابْنِ صَدَقَهَ عَنْ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ ٨ قَالَ: إِنَّ دَاوُدَ قَالَ لِسُلَيْمَانَ ٨ يَا بُنَى إِيَّاكَ وَ كَثْرَهَ الضَّحِكِ فَإِنَّ كَثْرَهَ الضَّحِكِ تَتْرُكُ الْعَبْدَ حَقِيراً يَوْمَ الْقِيَامَهِ يَا بُنَى عَلَيْكَ بِطُولِ الصَّمْتِ إِلَّا مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ النَّدَامَهَ عَلَى طُولِ الصَّمْتِ مَرَّهً وَاحِدَهً خَيْرٌ مِنَ النَّدَامَهِ عَلَى كَثْرَهِ الْكَلَامِ مَرَّاتٍيَا بُنَى لَوْ أَنَّ الْكَلَامَ كَانَ مِنْ فِضَّهٍ يَنْبَغِى لِلصَّمْتِ أَنْ يَكُونَ مِنْ ذَهَبٍ. (بحارالأنوار، ج ٦٨، باب ٧٨، ص ٢٧٤) ابن صدقه از امام باقر و ايشان از پدربزرگوارش ٨ روايت مىكند كه فرمود: داود به سليمان ٨ گفت: اى فرزندم! از خنده زياد دورى كن؛ زيرا خنده زياد، روز قيامت آدميان را كوچك مىكند. فرزندم همواره ساكت باش مگر در جايى كه خيرى باشد، پشيمانى براى سكوت يك بار بيشتر نيست؛ ولى پشيمانى براى سخن زياد بيشتر است، اى فرزند! اگر سخن از نقره باشد سكوت از طلا خواهد بود.