اخلاق فاضل - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٤ - درس سوم وظايف عاقل
تهمت و دروغ و ... در رابطه با زبان هستند. [١]
دروغى كه بر حسب روايات: [٢] اگر همه شرور در يك جا جمع شوند، كليد آن دروغ است، اين زبان است كه دروغ را به وجود مىآورد و چنين اثرعجيبى دارد.
بنابراين روشن شد كه هيچ عضوى از اعضاى انسان براى وارد ساختن انسان در محرمات، نزديكتر، مهياتر، كمهزينهتر و بىمقدمهتر از زبان نيست. هيچ مقدمهاى لازم ندارد، هيچ مشكلى در كار نيست و هيچ شرطى هم ندارد. مثل اين كه زبان علت كامل براى رسيدن به معصيت است.
به همين دليل در آن روايت معروف مىگويد: «
الْمُؤْمِنُ مُلْجَم
» [٣]؛ گويى لجامى به دهان مؤمن گذاشته شده است و اوآزاد نيست تا هر حرفى را كه به ذهنش مىرسد، بگويد. بايد همه حرفها، نسبت دادنها و ... روى ملاكها و مبانى شرعى باشد و الّا مجوّزى براى آنها وجود ندارد.
وقتى با افرادى كه در مقام تهذيب نفس برآمده و در اين رابطه موفق بودهاند، برخورد مىكنيم، مىبينيم نسبت به حرف زدنشان مراقبت زيادى دارند. گاهى دو
[١]. ملا محسن فيض كاشانى در كتاب «محجه البيضاء» بيست موضوع را به عنوان آفات زبان ذكر مىنمايد اما ملا مهدى نراقى در «جامع السعادات» مفاسد زبان را به بيست تا بيست وسه مورد رسانده است و يكى از علماى معاصر (آقاى مهدى فقيه ايمانى) در كتاب «نقش زبان در سرنوشت» انسان گناهان زبان را حدود ٢٠٠ موضوع مطرح كرده است.
[٢]. عَنْ أَبِى مُحَمَّدٍ الْعَسْكَرِىِّ (ع) قَالَ: جُعِلَتِ الْخَبَائِثُ فِى بَيْتٍ وَ جُعِلَ مِفْتَاحُهُ الْكَذِب. (بحار الأنوار، ج ٦٩، باب ١١٤، ص ٢٣٢) همه پليديها در اتاقى قرار دارند و كليد آن در دروغ است.
[٣]. قَالَ أَبُوعَبْدِاللَّهِ (ع): الْأَغْلَبُ مَنْ غَلَبَ بِالْخَيْرِ وَ الْمَغْلُوبُ مَنْ غَلَبَ بِالشَّرِّ- وَ الْمُؤْمِنُ مُلْجَم. (بحارالأنوار، ج ٧٢، باب ٧٠، ص ٢٧٢) پيروز آن است كه بر كار خير پيروز و موفق باشد و شكستخورده كسى است كه شرش غالب باشد و مؤمن دهانش بسته است و قفل خاموشى به دهان دارد.