اخلاق فاضل
(١)
مقدمه
٩ ص
(٢)
پيشگفتار
١٣ ص
(٣)
درس اوّل انس با روايات
١٩ ص
(٤)
درس دوم دقت در نقل روايات
٢٨ ص
(٥)
درس سوم وظايف عاقل
٣٢ ص
(٦)
درس چهارم حبّ و بغض
٤٦ ص
(٧)
درس پنجم ايصال به خواسته هاى دنيوى و اخروى
٥١ ص
(٨)
درس ششم غفلت
٦٢ ص
(٩)
درس هفتم نياز به تذكّر و ياد خداوند
٦٧ ص
(١٠)
درس هشتم رابطه خشيّت و علم
٧٢ ص
(١١)
درس نهم بلايا و خوشى ها
٨١ ص
(١٢)
درس دهم مشيت، قضا و امتحان الهى
٨٧ ص
(١٣)
درس يازدهم هواى نفس و قلب دنيايى
٩١ ص
(١٤)
درس دوازدهم شباهت با رسول اللّه 6
٩٥ ص
(١٥)
درس سيزدهم عيب جويى
١٠٦ ص
(١٦)
درس چهاردهم معيار خوب و بد
١١١ ص
(١٧)
درس پانزدهم خصوصيّات شيعيان
١٢١ ص
(١٨)
درس شانزدهم مراقبت و غنيمت شمردن عمر
١٢٩ ص
(١٩)
درس هفدهم عاقل كيست؟
١٣٩ ص
(٢٠)
درس هجدهم رابطه علم و عمل با نفس
١٤٣ ص
(٢١)
درس نوزدهم زهد
١٤٨ ص
(٢٢)
درس بيستم زهد و ترس از شبيخون
١٥٢ ص
(٢٣)
درس بيست و يكم آثار زهد
١٥٦ ص
(٢٤)
درس بيست و دوم ماه رجب و امور معنوى
١٥٩ ص
(٢٥)
درس بيست و سوّم رابطه معرفت و تقوا
١٦٨ ص
(٢٦)
درس بيست وچهارم نتيجه اعتماد به خداوند
١٧٣ ص
(٢٧)
درس بيست و پنجم روش موعظه
١٧٧ ص
(٢٨)
درس بيست و ششم انگيزه هاى تعلّم
١٧٩ ص
(٢٩)
درس بيست و هفتم فضايل علم
١٨٦ ص
(٣٠)
درس بيست و هشتم جمع قرآن در زمان رسول اكرم (ص)
١٩٣ ص
(٣١)
درس بيست و نهم حافظ راست گفتار در نقل حديث و جمع قرآن
١٩٨ ص
(٣٢)
درس سى ام قرآن معجزه جاودانى
٢٠٦ ص
(٣٣)
درس سى و يكم مطالعه و بحث قرآن
٢١٦ ص
(٣٤)
درس سى و دوم تدبّر در قرآن
٢٢١ ص
(٣٥)
درس سى و سوم عمل به قرآن
٢٢٨ ص
(٣٦)
درس سى و چهارم نياز به مصلح جهانى
٢٤٠ ص
(٣٧)
درس سى و پنجم خير كثير؛ «زهراى اطهر (س)»
٢٤٣ ص
(٣٨)
درس سى و ششم مصلحت در بيان احكام
٢٥١ ص
(٣٩)
درس سى و هفتم آشنايى و مبارزه با وهابيّت
٢٥٩ ص
(٤٠)
درس سى و هشتم درس اخلاق در حوزه
٢٦٥ ص
(٤١)
درس سى و نهم تأثير درس اخلاق
٢٦٧ ص
(٤٢)
درس چهلم اخلاق در خانواده
٢٧٠ ص
(٤٣)
درس چهل و يكم مطالعه حالات ائمه و بزرگان
٢٧٤ ص
(٤٤)
درس چهل و دوم محبّت راه نفوذ در دلهاى مردم
٢٧٩ ص
(٤٥)
درس چهل و سوم راه و روش امام (قدس) الگوى روحانيت
٢٨٥ ص
(٤٦)
درس چهل و چهارم تقيّد به آداب اسلامى
٢٩١ ص
(٤٧)
درس چهل وپنجم روحانى الگو
٢٩٤ ص
(٤٨)
درس چهل و ششم جامعيت استاد و شاگرد الگويى براى اهل علم
٢٩٧ ص
(٤٩)
درس چهل و هفتم جديت در تحصيل علم
٢٩٩ ص
(٥٠)
درس چهل و هشتم حضور و جدّيت در درس
٣٠٢ ص
(٥١)
درس چهل و نهم فقاهت
٣٠٦ ص
(٥٢)
درس پنجاه تخصّصى شدن دروس
٣١٢ ص
(٥٣)
درس پنجاه و يكم بهره مندى از فرصت ها ونعمت ها
٣١٥ ص
(٥٤)
درس پنجاه و دوم استفاده از جوانى
٣١٨ ص
(٥٥)
درس پنجاه و سوم مبارزه فرهنگى و استفاده از فرصت ها
٣٢١ ص
(٥٦)
درس پنجاه و چهارم آشنايى به زمان
٣٢٥ ص
(٥٧)
درس پنجاه و پنجم انتظار جامعه از روحانيت
٣٣٠ ص
(٥٨)
درس پنجاه و ششم مسئوليت اداره جامعه
٣٣٣ ص
(٥٩)
درس پنجاه و هفتم نياز جامعه به علوم اسلامى
٣٣٦ ص
(٦٠)
درس پنجاه و هشتم تبيين فلسفه احكام
٣٤٠ ص
(٦١)
درس پنجاه و نهم انسجام و وحدت در حوزه علميه
٣٤٣ ص
(٦٢)
درس شصتم صبر بر پيروزى
٣٤٩ ص
 
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص

اخلاق فاضل - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٠٨ - درس سى ام قرآن معجزه جاودانى

اين تحدّى حتّى سوره كوثر را- كه كوچك‌ترين سوره قرآن بوده و آياتش بسيار كوتاه است- در بر مى‌گيرد و (لَنْ تَفْعَلُوا)؛ [١] يك سوره كوچك مانند سوره كوثر هم نمى‌توانيد بياوريد.

هم اكنون نيز اين نداى قرآن بلند است و بشر با رشد و كمالى كه در مسائل علمى، ادبى، فصاحت و بلاغت داشته و خواهد داشت براى هميشه از ارائه آن عاجز و ناتوان است. [٢]

كسانى هم كه در مقام تعارض بر آمده‌اند و به ادّعاى خودشان چيزهايى به هم بافته‌اند فقط مورد ريشخندِ متخصّصان قرار گرفته‌اند [٣] و پاسخشان چيزى جز


[١]. و هرگز نخواهيد كرد. (بقره: آيه ٢٤)

[٢]. اقوالى در دلايل اعجاز قرآن:

متكلّمان در چگونگى اعجاز قرآن هفت گروه شده‌اند:

- نخستين سخن از «سيد مرتضى» است كه گفته است: وجه اعجاز قرآن در اين است كه خداوند مردم را از معارضه با آن باز داشته و علم به چگونگى نظم و فصاحت آن را از مردم گرفته است و اگر خداوند آنان را باز نمى‌داشت مى‌توانستند با آن معارضه كنند.

- شيخ مفيد/ فرموده است: مردم به اين جهت نتوانستند با قرآن معارضه كنند كه قرآن در مرتبه خارق‌العاده فصاحت بوده و مراتب بلاغت حد و مرزى دارد، و سخنى كه از آن حد گذشت، معجزه و خارق العاده مى‌شود.

- عده‌اى گفته‌اند: اعجاز قرآن از جهت معناى صحيح و پيوسته و موافق عقل بودن آن است.

- جماعتى هم آن را از جهت عدم اختلال و تناقض در قرآن كه هيچ كتابى عادتاً نمى‌تواند خالى از آن باشد، معجزه دانسته‌اند.

- عده‌اى هم آن را از جهت اين‌كه شامل اخبار از غيب است معجزه مى‌دانند.

- برخى ديگر نيز گفته‌اند: قرآن معجزه است؛ چون نظم مخصوص به خود را دارد كه مخالف معهود است.

- اكثر معتزله گفته‌اند: تأليف و نظم قرآن معجزه است نه به جهت اين‌كه خدا خلقش را از آوردن مثل آن عاجز كرده كه در اين صورت ممكن بود خداوند اين را برطرف كند و مردم بر آن قادر مى‌شدند، بلكه محال بودن وقوع آن از آنان است، مانند محال بودن ايجاد اجسام و رنگها و مانند درمان كسى كه به مرض پيسى و برص گرفتار است، بدون دارو و دوا.

اگر بگوييم كه همه اين وجوه هفتگانه هر كدام يك وجه قرآن است، بهتر است.

[٣]. گواهى ديگران درباره قرآن: در اينجا لازم است چند جمله از گفته‌هاى بزرگان و حتى كسانى را كه متهم به مبارزه با قرآن هستند درباره عظمت قرآن نقل كنيم:

- ابوالعلاى معرى- متهم به مبارزه با قرآن- مى‌گويد: «اين سخن ميان همه مردم- اعم از مسلمان غير مسلمان- مورد اتفاق است كه كتابى كه محمد (ص) آورده است، عقلها را در برابر خود مغلوب ساخته و تا كنون كسى نتوانسته است مانند آن را بياورد، سبك اين كتاب با هيچ يك از سبكهاى معمول ميان عرب، اعم از خطابه، رجز، شعر و سجع كاهنان شباهت ندارد.

امتياز و جاذبه اين كتاب به قدرى است كه اگر يك آيه از آن، ميان كلمات ديگران قرار گيرد همچون ستاره‌اى فروزان در شب تاريك مى‌درخشد!»

- وليد بن مغيره مخزوم مردى كه به حسن تدبير ميان عرب شهرت داشت و براى حل مشكلات اجتماعى از فكر و تدبير او در زمان جاهليت استفاده مى‌كردند و به همين جهت او را «ريحانه قريش» (گل سر سبد آنان!) مى‌ناميدند. پس از اين‌كه چند آيه از اول سوره «غافر» را از پيامبر اكرم (ص) شنيد در محفلى از طايفه بنى‌مخزوم حاضر شد و چنين گفت: به خدا سوگند! از محمد سخنى شنيدم كه نه شباهت به گفتار انسانها دارد و نه پريان: «إن له لحلاوه وإن عليه لطلاوه وإن اعلاه لمثمر وإن اسفله لمغدق وإنه يعلو و لا يعلى عليه»؛ گفتار او شيرينى خاص و زيبايى مخصوصى دارد، بالاى آن (همچون شاخه‌هاى درختان برومند) پر ثمر، و پايين آن (مانند ريشه‌هاى درختان كهن) پرمايه است، گفتارى است كه بر همه چيز پيروز مى‌شود و چيزى بر آن پيروز نخواهد شد.

- كارلايل، مورخ و دانشمند معروف انگليسى درباره قرآن مى‌گويد: «اگر يك بار به اين كتاب مقدس نظر افكنيم حقايق برجسته و خصائص اسرار وجود به‌گونه‌اى در مضامين جوهره آن پرورش يافته است كه عظمت و حقيقت قرآن به خوبى از آنها نمايان است و اين خود مزيّت بزرگى است كه تنها به قرآن اختصاص يافته و در هيچ كتاب علمى و سياسى و اقتصادى ديگر ديده نمى‌شود. آرى! خواندن برخى از كتابها تأثير عميقى در ذهن انسان مى‌گذارد؛ ولى هرگز با تأثير قرآن قابل مقايسه نيست، از اين جهت بايد گفت: مزاياى اوليه قرآن و اركان اساسى آن مربوط به حقيقت و احساسات پاك و عناوين برجسته مسايل و مضامين مهم آن است كه هيچ‌گونه شك و ترديد در آن راه نيافته و پايان تمام فضايل را كه موجد تكامل و سعادت بشرى است در بر داشته و آنها را به خوبى نشان مى‌دهد.

- جان ديون پورت مؤلف كتاب عذر تقصير به پيشگاه محمد و قرآن مى‌نويسد:

«قرآن به اندازه‌اى از نقائص مبرا و منزه است كه نيازمند كوچك‌ترين تصحيح و اصلاحى نيست و ممكن است از اول تا آخر آن خوانده شود بدون آن‌كه انسان كمترين ملالتى از آن احساس كند. و باز مى‌نويسد: همه اين را قبول دارند كه قرآن با بليغ‌ترين و فصيح‌ترين لسان و به لهجه قبيله قريش كه نجيب‌ترين و مؤدب‌ترين عربها هستند نازل شده ... و مملو از درخشنده‌ترين اشكال و محكم‌ترين تشبيهات است ...».

- گوته، شاعر و دانشمند آلمانى مى‌گويد: قرآن اثرى است كه [احياناً] به دليل سنگينى عبارت آن، خواننده در ابتدا رميده و سپس شيفته جاذبه آن مى‌گردد و بالاخره بى اختيار مجذوب زيباييهاى متعدد آن مى‌شود.

و در جاى ديگر مى‌نويسد: ساليانى دراز كشيشان از خدا بى‌خبر، ما را از پى بردن به حقايق قرآن مقدس و عظمتِ آورنده آن محمد (ص) دور نگاه داشته بودند؛ اما هر قدر كه ما قدم در جاده علم و دانش گذارده‌ايم پرده‌هاى جهل و تعصب نابجا از بين مى‌رود و به زودى اين كتاب توصيف ناپذير، جهان را به خود جلب كرده و تأثير عميقى در علم و دانش جهان گذاشته است. و سرانجام محور افكار مردم جهان مى‌گردد! هم او مى‌گويد: «ما در ابتدا از قرآن روى‌گردان بوديم؛ اما طولى نكشيد كه اين كتاب توجه ما را به خود جلب كرد و ما را دچار حيرت ساخت تا آن جا كه در برابر اصول و قوانين علمى و بزرگ آن سر تسليم فرود آوريم».

- ويل دورانت مورخ معروف مى‌گويد: قرآن در مسلمانان آن چنان عزت نفس وعدالت وتقوايى به وجودآورده كه در هيچ يك از مناطق جهان ... شبيه و نظير نداشته است.

- ژول‌لابوم انديشمند و نويسنده فرانسوى در كتاب تفصيل الآيات مى‌گويد: دانش و علم براى جهانيان از سوى مسلمانان به دست آمد و مسلمانان علوم را از قرآنى كه درياى دانش است گرفتند و نهرها از آن براى بشريت در جهان جارى ساختند ....

- دينورت مستشرق ديگرى مى‌نويسد: واجب است اعتراف كنيم كه علوم طبيعى و فلكى و فلسفه و رياضيات كه در اروپا رواج گرفت عموماً از بركت تعليمات قرآنى است و ما مديون مسلمانان هستيم؛ بلكه اروپا از اين جهت شهرى از اسلام است.

- بانو دكتر لوراواكسيا واگليرى استاد دانشگاه ناپل در كتاب پيشرفت سريع اسلام مى‌نويسد: كتاب آسمانى اسلام نمونه‌اى از اعجاز است .... قرآن كتابى است كه نمى‌توان از آن تقليد كرد، نمونه سبك و اسلوب قرآن در ادبيات سابقه ندارد، تأثيرى كه اين سبك در روح انسان ايجاد مى‌كند ناشى از امتيازات و برتريهاى آن است ... چطور ممكن است اين كتاب اعجاز آميز ساخته محمد (ص) باشد؛ در صورتى كه او يك نفر عرب درس نخوانده‌اى بود؟ ... ما در اين كتاب گنجينه‌هايى از علوم مى‌بينيم كه فوق استعداد و ظرفيت باهوش‌ترين اشخاص و بزرگ‌ترين فيلسوفان و قوى‌ترين رجال سياست و قانون است. به همين دليل است كه قرآن نمى‌تواند كار يك فرد تحصيل كرده و دانشمند باشد. (تفسير نمونه، ج ١، ص ١٢٥)