اخلاق فاضل - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٥ - درس سوم وظايف عاقل
دروس- واقع شود و وقت گرانقدر خودش را با اين حرفهاى بيجا و پرداختن به مسايل بىفايده تلف كند. [١] روزى در ماشين به راديو گوش مىدادم؛ كه در رابطه با «وقت» مطالبى بيان شد و ضمن آن اشاره شد كه: وقت طلا نيست! نمىشود گفت: وقت طلا است! بلكه وقت بالاتر از طلا است؛ چراكه طلا را مىتوان خريد؛ اما چگونه مىتوان وقت را خريدارى كرد؟ پس ارزش وقت از طلا والاتر و بالاتر است. [٢] به همين جهت آيا صحيح است طلبه با توجه به چنين موقعيتى كه دارد فكر، استعداد، نيرو و وقت خودش را در رابطه با امورى غير از مسئوليت خودش صرف كند؟!
حال؛ فرقى ندارد كه چه نوع مسئوليت و وظيفهاى داشته باشد. وظيفه ما- مخصوصاً بعد از پيروزى انقلاب- خيلى زياد و سنگين شده است، به طورى كه اگر يك عمر صد ساله هم داشته باشيم باز نمىتوانيم به تمام وظايف خودمان عمل كنيم [٣] و انصافاً اين سخنِ بسيار ارزنده و لطيفى است.
آخرين خصوصيتى كه حضرت بيان مىفرمايد، كمحرفى است. [٤] عاقل هنگام گويش، بجز سخن راهگشا و مفيد چيزى نمىگويد.
[١]. قَالَ أميرالمؤمنين (ع): اتَّقُوا اللَّهَ تَقِيَّهَ مَنْ شَمَّرَ تَجْرِيداً وَ جَدَّ تَشْمِيراً وَ كَمَّشَ فِى مَهَلٍ وَ بَادَرَ عَنْ وَجَلٍ وَ نَظَرَ فِى كَرَّهِ الْمَوْئِلِ وَ عَاقِبَهِ الْمَصْدَرِ وَ مَغَبَّهِ الْمَرْجِع. (نهج البلاغه، خ ٢١٠، ص ٥٠٦) حريم خداوند را حفظ كنيد همانند انسان وارستهاى كه خود را آماده كرده و در بهره بردن از فرصتها كوشيده و هراسان در اطاعت خداوند تلاش كرده و در دنياى زودگذر و پايان زندگى و عاقبت كار به درستى انديشيده است!
[٢]. قَالَ أميرالمؤمنين (ع): اضَاعَهُ الْفُرْصَهِ غُصَّه. (بحار الأنوار، ج ٦٨، باب ٦٦، ص ٢٠٩) وعنه (ع): بَادِرِ الْفُرْصَهَ قَبْلَ أَنْ تَكُونَ غُصَّهً. (نهج البلاغه، ص ٤٠٢) استفاده نكردن و به هدر دادن فرصتها پشيمانى و اندوه مىآورد. در حديث ديگرمى فرمايد: پيش از آن كه فرصت از دست برود و اندوه به بار آورد، از فرصتها استفاده كنيد.
[٣]. قَالَ أميرالمؤمنين (ع): الْفُرْصَهُ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ فَانْتَهِزُوا فُرَصَ الْخَيْر. (بحار الأنوار، ج ٦٨، باب ٨١، ص ٣٢٩) فرصتها چون ابرها مىگذرند، پس فرصتهاى نيك را غنيمت شماريد.
[٤]. قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): إِذَا رَأَيْتُمُ الْمُؤْمِنَ صَمُوتاً فَادْنُوا مِنْهُ فَإِنَّهُ يُلْقِى الْحِكْمَهَ وَ الْمُؤْمِنُ قَلِيلُ الْكَلَامِ كَثِيرُ الْعَمَلِ وَ الْمُنَافِقُ كَثِيرُ الْكَلَامِ قَلِيلُ الْعَمَلِ. (بحارالأنوار، ج ٧٥، باب ٢٥، ص ٢٩٦ و تحف العقول، ص ٣٨٣) وقتى مؤمن را خاموش يافتيد به او نزديك شويد و همراه او شويد؛ زيرا او حكمت را القا مىكند و مؤمن كمحرف و كثيرالعمل است؛ ولى منافق پرحرف و كمكار است.