تغييرجنسيت - كريمى نيا، محمدمهدى - الصفحة ٧٣ - گفتار اول تعريف تراجنسيتيى(ترانس سكشوال)
فوق فقط وقتى داده مىشود كه اين آشفتگى اقلًا به مدت دو سال ادامه داشته باشد و محدود به دوره استرس نباشد و علت آن، اختلال روانى ديگرى مانند اسكيزوفرنى [١] نبوده و يا توأم با نابهنجارى كالبد شناسى جنسى يا ژنتيك نيز نباشد. چنين اشخاصى معمولًا از لباس مخصوص جنس آناتوميك خود ناراحتند و بارها اين ناراحتى، منجر به پوشيدن لباس جنس مخالف مىشود و غالباً به فعاليتهايى مربوط به جنس مقابل دست مىزنند. [٢] براى توضيح بيشتر اصطلاح فوق، توضيح و تعريف سومى نيز آورده مىشود: ترانس سكشواليسم كسى است كه جنس روانى وى با ساير ملاكهاى تعيين جنس، يعنى جنس كروموزوميك، هورمونال و آناتوميك او در تعارض است. چنين شخصى خود را قربانى يك اشتباه نابخشودنى طبيعت يا پدر و مادر تلقى مىكند؛ زيرا از نظر وى، در حالى كه جنس روانى وى اقتضاى مرد بودن داشته، جنس ظاهرى وى در شكل زن متجلّى شده است. لذا اين فرد سعى مىكند كه چارهاى براى معالجه اين نقص و يا برطرف ساختن اين عدم انطباق بيابد.
از اين رو، مىتوانيم ترانس سكشواليسم را چنين تعريف نماييم: تعارض جنس روان شناسانه و يا جنس رفتارى يا جنس ظاهرى كه معمولًا جنس ظاهرى نيز به نوبه خود نتيجه جنس كروموزوميك و هورمونال مىباشد.
با اين تعريف، ترانس سكشواليسم، حالت فردى است كه اين دو جنس وى با هم در تعارض باشند و الا پس از عمل جراحى براى انطباق جنس ظاهرى بر جنس روانى و يا جنس روانى بر جنس ظاهرى، ديگر به وى ترانس سكشوال نبايد اطلاق نمود. همچنين بايد ترانس سكشواليسم را از فرد خنثى يا دو جنسى (هرمافروديت) [٣] تمييز داد. فرد خنثى، تعارض جنسىاش در همان مرحله جنسى آناتوميك است؛ يعنى هم ظاهر و آلت
[١].Schizopronia.
[٢]. فرامرز گودرزى، پزشكى قانونى، ج ٢، ص ١٢١٩.
[٣].Hermafrodit.