تغييرجنسيت - كريمى نيا، محمدمهدى - الصفحة ٤٠٥ - ضميمه ٣ گفتوگو با اولين كسى كه فتواى جواز تغيير جنسيت را از حضرت امام خمينى(ره) دريافت كرد
رفتيد به بيمارستان سجاد؟
بله. اما هيچ كدام كارى از دستشان ساخته نبود.
به صدا و سيما برگشتيد؟
بارها در دوران رياست هاشمى در صدا و سيما پشت در اتاقشان رفتم. اما به دليل كارشكنى مسؤول ادارى سازمان نتوانستم داخل شوم و با ايشان صحبت كنم. خلاصه مرا بازنشسته كردند.
پيش مسؤولان بهداشت وقت نرفتيد؟
چرا، يك بار با نامه يكى ديگر از مسؤولان پيش دكتر منافى وزير بهداشت و مرندى رفتم. منافى گفت: اين حرفها چيه؟ ما تا الان از اين چيزها نداشتهايم ....! بعد از كلى صحبت كردن و كمى آرام شدن بالاخره گفتند: برويد. فردا ساعت ٥ صبح اين جا باشيد.
خيلى خوشحال شدم فكر كردم حتماً مىخواهند كمكى چيزى بكنند. فردا صبح رأس ساعت ٥ در وزارت بهداشت بودم. دكتر منافى آمد و مرا پايين آورد. كلنگى دست من داد و گفت: مىروى جبهه، خط مقدم، شايد آن جا كشته شوى و گناهانت بخشيده شود و در آن دنيا عاقبت به خير شوى!
مانده بودم كه چه كار بايد كنم. وانتى آمد و مرا سوار كرد تا ببرد خط مقدم جبهه! اما ديدم دارد من را به جاى ديگر مىبرد! وسط راه شروع كردم به صحبت كردن و التماس كردن به راننده تا اينكه راضى شد مرا در ميدان انقلاب پياده كند.
پيش مسؤولان ديگرى نرفتيد؟
پيش خيلىها رفتم. در طول اين سالها، به هر كجا و هر كس كه فكر مىكردم مىتواند براى ما كارى كند سر زدم، البته تا جايى كه مىتوانستم. حتى با پيگيرىهايى كه در زمان مهندس موسوى كردم. او دو نفر را براى صحبت با من به منزل فرستاد. بازديد آن ها مصادف بود با حضور يكى از ترانسها در همين اتفاق. آقايان تا او را ديدند با لحن بسيار بدى از او كارت خواستند و وقتى فهميدند كارت ندارد، به شيوهاى