تغييرجنسيت - كريمى نيا، محمدمهدى - الصفحة ٣٠١ - گفتار سوم وجوب پرداخت كل مهر در صورت نزديكى و تنصيف در غير نزديكى
زمان حامله نبودهاند، نصف گوسفندان برگردانده مىشوند؛ اما هيچ كدام از بچهها برگردانده نمىشوند. [١]
در حديث فوق، ظاهر لفظ «رجوع» مالكيت زن به مجرد عقد است و وقتى به مجرد عقد، مالك مهر شد، هرگاه بعد از تغيير جنسيت شك كنيم آيا ملكيت او بر مهر باقى مانده يا خير، مقتضاى استصحاب بقاى مهر در ملكيت اوست بدون تفصيل بين آميزش قبل از تغيير جنسيت يا عدم آن. [٢] توضيح آنكه اگر تغيير جنسيت بعد از آميزش باشد مطلب فوق بحثى ندارد؛ زيرا با عقد، مهريه ملك زن مىشود و با آميزش، تمام آن در مِلك زن استقرار پيدا مىكند و هيچ سببى براى انتفاى آن وجود ندارد، بلكه اگر آميزش هم نكرده باشد، مطلب از اين قرار است؛ زيرا گفتيم كه مهر به مقتضاى عقد است و بعد از تغيير جنسيت به مقتضاى استصحاب نيز هم چنان در مِلك زن باقى است و هيچ دليلى براى الحاق تغيير جنسيت به طلاق درتفصيل دادن بين آميزش و تمام مهر و عدم آن و نصف مهر، وجود ندارد؛ زيرا ادله، مخصوص طلاق است و شامل فرض تغيير جنسيت نمىشود. [٣] پاسخ:
مقتضاى اينكه در روايات وجوب جميع مهر منوط به نزديكى شده اين است كه اگر تغيير جنسيت قبل از نزديكى باشد، جميع مهر واجب نيست. [٤]
گفتار سوم: وجوب پرداخت كل مهر در صورت نزديكى و تنصيف در غير نزديكى
احتمال سوم در مورد مهريه آن است كه گفته شود: هرگاه تغيير جنسيتِ يكى از
[١]. كلينى، الكافى، ج ٦، ص ١٠٦، حديث ٤. «قلت لأبى عبدالله (ع): رجل تزوّج امرأة على مأة شاة، ثم ساق إليها الغنم، ثمّ طلّقها قبل أن يدخل بها و قد ولدت الغنم، قال (ع): إن كانت الغنم حملت عنده رجع بنصفها و نصف أولادها، و إن لم يكن الحمل عنده رجع بنصفها و لم يرجع من الأولاد بشئ».
[٢]. سيد محسن خرازى، تغيير الجنس، فقه اهل البيت (ع)، عربى، ش ٢٣ (١٣٧٩)، ص ٢٤٩.
[٣]. همان، ص ٢٤٩.
[٤]. همان، ص ٢٤٩.